neoplasms

[ایالات متحده]/ˈniːəʊplæzəm/
[بریتانیا]/ˈniːəˌplæzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رشد جدید و غیرطبیعی بافت

عبارات و ترکیب‌ها

malignant neoplasm

تومور بدخیم

benign neoplasm

تومور خوش خیم

neoplasm diagnosis

تشخیص تومور

neoplasm treatment

درمان تومور

neoplasm classification

طبقه بندی تومور

neoplasm growth

رشد تومور

neoplasm recurrence

عود تومور

neoplasm stage

مرحله تومور

neoplasm research

تحقیقات تومور

neoplasm symptoms

علائم تومور

جملات نمونه

neoplasms can be benign or malignant.

تومورها می‌توانند خوش‌خلق یا بدخلق باشند.

early detection of neoplasms is crucial for treatment.

تشخیص زودهنگام تومورها برای درمان بسیار مهم است.

some neoplasms may require surgical intervention.

برخی از تومورها ممکن است نیاز به جراحی داشته باشند.

neoplasms can develop in various organs.

تومورها می‌توانند در اندام‌های مختلف ایجاد شوند.

a biopsy is often performed to diagnose a neoplasm.

برای تشخیص تومور اغلب نمونه‌برداری انجام می‌شود.

neoplasms can arise from genetic mutations.

تومورها می‌توانند ناشی از جهش‌های ژنتیکی باشند.

some neoplasms are associated with specific risk factors.

برخی از تومورها با عوامل خطر خاص مرتبط هستند.

treatment options for neoplasms include chemotherapy and radiation.

گزینه‌های درمانی برای تومورها شامل شیمی‌درمانی و رادیوتراپی است.

regular screenings can help detect neoplasms early.

غربالگری منظم می‌تواند به تشخیص زودهنگام تومورها کمک کند.

research continues to explore the causes of neoplasms.

تحقیقات برای کشف علل تومورها ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید