nepalese

[ایالات متحده]/nepɔ:ˈli:z/
[بریتانیا]/ˌnɛpəˈliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم نپال
adj. مربوط به نپال

جملات نمونه

Nepalese cuisine is known for its unique flavors and spices.

آشپزی نپالی به خاطر طعم‌ها و ادویه‌های منحصر به فردش شناخته شده است.

Many Nepalese people celebrate Dashain as a major festival.

بسیاری از مردم نپالی جشن داشین را به عنوان یک جشنواره مهم جشن می‌گیرند.

I bought a beautiful Nepalese rug as a souvenir from my trip.

من یک قالیچه نپالی زیبا به عنوان سوغاتی از سفرم خریدم.

Nepalese culture is rich in traditions and customs.

فرهنگ نپالی غنی از سنت‌ها و آداب و رسوم است.

The Nepalese flag features a crimson red background with a blue border.

پرچم نپال دارای پس‌زمینه‌ای قرمز کرمسی با حاشیه‌ای آبی است.

Nepalese art often incorporates religious themes and symbols.

هنر نپالی اغلب مضامین و نمادهای مذهبی را در خود جای می‌دهد.

I tried a delicious Nepalese curry at a local restaurant.

من یک غذای نپالی خوشمزه در یک رستوران محلی امتحان کردم.

Nepalese architecture is influenced by both Indian and Tibetan styles.

معماری نپالی تحت تأثیر هر دو سبک هندی و تبتی است.

She learned Nepalese dance during her visit to Kathmandu.

او در طول بازدید خود از کاتماندو رقص نپالی را یاد گرفت.

Nepalese people are known for their hospitality and warmth towards guests.

مردم نپالی به خاطر مهمان‌نوازی و صمیمیت خود با مهمان‌ها شناخته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید