nestling

[ایالات متحده]/'nes(t)lɪŋ/
[بریتانیا]/'nɛstlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرنده‌ای جوان که هنوز قادر به ترک آشیانه نیست
adj. جوان و به طور کامل رشد نکرده.
Word Forms
جمعnestlings

عبارات و ترکیب‌ها

a nestling bird

پرندهٔ لانه کن

caring for nestlings

مراقبت از جوجه‌ها

جملات نمونه

strawberries nestling among their triform leaves.

توت فرنگی‌ها در میان برگ‌های سه شاخه‌شان در حال استراحت بودند.

villages nestling among the mountains

روستاهایی که در میان کوه‌ها قرار دارند.

The nestling birds chirped loudly in the tree.

پرندگان جوجه در درخت با صدای بلند جیک جیک کردند.

The mother bird fed the nestling worms.

مادر پرنده به جوجه کرم غذا می‌داد.

The nestling nestled comfortably in the nest.

جوجه به راحتی در لانه لانه کرد.

The nestling eagerly awaited its next meal.

جوجه با اشتیاق منتظر وعده غذایی بعدی خود بود.

The nestling learned to fly from its parents.

جوجه از والدینش یاد گرفت که چگونه پرواز کند.

The nestling snuggled close to its siblings for warmth.

جوجه برای گرم ماندن به خواهر و برادرانش نزدیک شد.

The nestling clumsily attempted to leave the nest.

جوجه به طرز ناشیانه‌ای سعی کرد از لانه خارج شود.

The nestling's feathers were beginning to grow in.

پرهای جوجه شروع به رشد کردند.

The nestling's eyes were still closed as it slept.

چشمان جوجه هنوز بسته بود در حالی که می‌خوابید.

The nestling hopped around exploring its surroundings.

جوجه در اطراف می‌پرید و محیط اطراف خود را کاوش می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید