neurocytes

[ایالات متحده]/ˈnjʊərəʊsaɪts/
[بریتانیا]/ˈnʊroʊsaɪts/

ترجمه

n.سلول‌های عصبی

عبارات و ترکیب‌ها

neurocytes function

عملکرد نورون‌ها

neurocytes development

توسعه نورون‌ها

neurocytes repair

ترمیم نورون‌ها

neurocytes signaling

سیگنالینگ نورون‌ها

neurocytes differentiation

تمایز نورون‌ها

neurocytes culture

کشت نورون‌ها

neurocytes regeneration

بازسازی نورون‌ها

neurocytes activation

فعال‌سازی نورون‌ها

neurocytes apoptosis

آپوپتوز نورون‌ها

neurocytes interaction

تعامل نورون‌ها

جملات نمونه

neurocytes play a crucial role in the nervous system.

نورون‌ها نقش حیاتی در سیستم عصبی ایفا می‌کنند.

research on neurocytes can lead to new treatments for neurological disorders.

تحقیقات در مورد نورون‌ها می‌تواند منجر به درمان‌های جدید برای اختلالات عصبی شود.

neurocytes communicate through synapses to transmit signals.

نورون‌ها از طریق سیناپس‌ها برای انتقال سیگنال‌ها ارتباط برقرار می‌کنند.

damage to neurocytes can result in cognitive decline.

آسیب به نورون‌ها می‌تواند منجر به کاهش شناختی شود.

scientists are studying the regeneration of neurocytes.

دانشمندان در حال مطالعه بازسازی نورون‌ها هستند.

neurocytes are essential for learning and memory.

نورون‌ها برای یادگیری و حافظه ضروری هستند.

neurocytes can be affected by various environmental factors.

نورون‌ها می‌توانند تحت تأثیر عوامل محیطی مختلف قرار گیرند.

understanding neurocytes is key to advancing neuroscience.

درک نورون‌ها برای پیشبرد علوم اعصاب کلیدی است.

neurocytes can undergo changes during aging.

نورون‌ها می‌توانند در طول پیری تغییر کنند.

therapies targeting neurocytes are being developed.

در حال حاضر درمان‌هایی که هدف آن‌ها نورون‌ها است در حال توسعه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید