neuroglia

[ایالات متحده]/ˌnjʊərəʊˈɡliːə/
[بریتانیا]/ˌnʊroʊˈɡliːə/

ترجمه

n. سلول‌های پشتیبان در سیستم عصبی; بافتی که چارچوبی برای سلول‌های عصبی تشکیل می‌دهد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

neuroglia cells

سلول‌های گلیال

neuroglia function

عملکرد گلیال

neuroglia types

انواع گلیال

neuroglia role

نقش گلیال

neuroglia support

حمایت گلیال

neuroglia interaction

تعامل گلیال

neuroglia development

توسعه گلیال

neuroglia repair

ترمیم گلیال

neuroglia network

شبکه گلیال

neuroglia signaling

سیگنالینگ گلیال

جملات نمونه

neuroglia support neurons in the brain.

سلول‌های عصبی مغز را در عملکرد حمایت می‌کنند.

neuroglia play a crucial role in maintaining homeostasis.

نوروگلیا نقش مهمی در حفظ هموستاز ایفا می‌کنند.

research on neuroglia has expanded in recent years.

تحقیقات در مورد نوروگلیا در سال‌های اخیر گسترش یافته است.

neuroglia can influence synaptic transmission.

نوروگلیا می‌تواند بر انتقال سیناپسی تأثیر بگذارد.

there are different types of neuroglia in the nervous system.

انواع مختلفی از نوروگلیا در سیستم عصبی وجود دارد.

neuroglia help protect neurons from injury.

نوروگلیا به محافظت از نورون‌ها در برابر آسیب کمک می‌کند.

understanding neuroglia is essential for neuroscience.

درک نوروگلیا برای علوم اعصاب ضروری است.

neuroglia may be involved in neurodegenerative diseases.

ممکن است نوروگلیا در بیماری‌های عصبی دژنراتیو نقش داشته باشند.

neuroglia assist in the repair of nervous tissue.

نوروگلیا به ترمیم بافت عصبی کمک می‌کنند.

neuroglia can modulate the immune response in the brain.

نوروگلیا می‌تواند پاسخ ایمنی در مغز را تعدیل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید