neutered

[ایالات متحده]/ˈnjuːtəəd/
[بریتانیا]/ˈnuːtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناتوان از تولید مثل
n. حیوانی که عقیم شده است

عبارات و ترکیب‌ها

neutered cat

گربه ختنه شده

neutered dog

سگ ختنه شده

neutered male

نر ختنه شده

neutered pet

حیوان خانگی ختنه شده

neutered animal

حیوان ختنه شده

neutered rabbit

خرگوش ختنه شده

neutered ferret

سمور ختنه شده

neutered kitten

بچه گربه ختنه شده

neutered puppy

جوجه سگ ختنه شده

neutered animal shelter

سرپناه حیوانات ختنه شده

جملات نمونه

the dog was neutered to prevent unwanted litters.

سگ نر عقیم شد تا از تولید تولپ‌های ناخواسته جلوگیری شود.

many pet owners choose to have their cats neutered.

بسیاری از صاحبان حیوانات خانگی انتخاب می‌کنند که گربه‌های خود را عقیم کنند.

neutered animals tend to have fewer behavioral problems.

حیوانات عقیم شده معمولاً رفتارهای مشکل‌ساز کمتری دارند.

after being neutered, the cat became more relaxed.

پس از عقیم شدن، گربه آرام‌تر شد.

it's important to neuter pets to control the population.

کنترل جمعیت حیوانات خانگی با عقیم کردن حیوانات ضروری است.

veterinarians recommend neutering at a young age.

پزشکان دامپزشکی توصیه می‌کنند که حیوانات در سنین پایین عقیم شوند.

neutering can help reduce the risk of certain diseases.

عقیم کردن می‌تواند به کاهش خطر ابتلا به برخی بیماری‌ها کمک کند.

some people believe neutered pets are easier to train.

برخی افراد معتقدند حیوانات خانگی عقیم شده راحت‌تر آموزش داده می‌شوند.

neutered males may be less aggressive towards other animals.

نرهای عقیم ممکن است نسبت به سایر حیوانات کمتر تهاجمی باشند.

many shelters require pets to be neutered before adoption.

بسیاری از سرپناه‌ها قبل از پذیرش، نیاز به عقیم کردن حیوانات خانگی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید