newlywed

[ایالات متحده]/ˈnu:li:ˌwed/
[بریتانیا]/'njʊlɪ,wɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تازه ازدواج کرده
n. یک زوج تازه ازدواج کرده
Word Forms
جمعnewlyweds

جملات نمونه

The newlyweds went on their honeymoon.

عروس و داماد جوان برای ماه عسل به سفر رفتند.

The newlyweds moved into their first home together.

عروس و داماد جوان برای اولین بار با هم به خانه‌شان نقل مکان کردند.

The newlyweds are planning their future together.

عروس و داماد جوان در حال برنامه‌ریزی برای آینده خود هستند.

The newlyweds are still in the honeymoon phase.

عروس و داماد جوان هنوز در مرحله ماه عسل هستند.

The newlyweds are adjusting to married life.

عروس و داماد جوان در حال تطبیق با زندگی مشترک هستند.

The newlyweds are excited to start a family.

عروس و داماد جوان برای شروع یک خانواده هیجان‌زده هستند.

The newlyweds received many gifts at their wedding.

عروس و داماد جوان در عروسی خود هدایای زیادی دریافت کردند.

The newlyweds are enjoying their time together.

عروس و داماد جوان از گذراندن وقت با هم لذت می‌برند.

The newlyweds are grateful for all the love and support.

عروس و داماد جوان قدردان تمام عشق و حمایتی هستند که دریافت کرده‌اند.

The newlyweds are looking forward to building a life together.

عروس و داماد جوان مشتاق هستند که یک زندگی را با هم بسازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید