nib

[ایالات متحده]/nɪb/
[بریتانیا]/nɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوک قلم
v. نوک زدن; تیز کردن; وارد کردن.
Word Forms
جمعnibs

عبارات و ترکیب‌ها

fountain pen nib

نوک قلم خودکار

calligraphy nib

نوک قلم نستعلیق

replace the nib

تعویض نوک

جملات نمونه

The nib is blunted.

نوک کند شده است.

NIB-SEAL on sweat ball valves are shipped unassembled.

والوهای توپ با اتصال NIB-SEAL به صورت مونتاژ نشده ارسال می‌شوند.

And how is his nibs this morning?

اوضاع و احوال "نِبز" او امروز چطور است؟

His nibs says we must do it.

نِبز او می‌گوید ما باید این کار را انجام دهیم.

Emblema is available as fountain pen with 18K gold nib and ebonite feeder, rollerball pen and twist-action ballpoint pen.

Emblema به عنوان قلم غوطه‌ور با قلم 18K طلایی و تغذیه کننده اپنیت، قلم غلتکی و قلم ماژیکی با عمل چرخشی در دسترس است.

The lawyer nib his pen, spread out his paper, and prepared to write.

وکیل قلم خود را به دهان گرفت، کاغذش را پهن کرد و آماده نوشتن شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید