niches

[ایالات متحده]/nɪtʃɪz/
[بریتانیا]/nɪtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع نیش؛ موقعیت‌های مناسب (شغل‌ها و غیره)؛ فرصت‌های تجاری؛ نیش اکولوژیکی (کوچک‌ترین واحد زیستگاه اشغال شده توسط یک موجود)
v. قرار دادن در نیش؛ قرار دادن در موقعیت مناسب (شکل سوم شخص مفرد نیش)

عبارات و ترکیب‌ها

target niches

بازارهای هدف

niche markets

بازارهای تخصصی

specific niches

بازارهای خاص

niche products

محصولات تخصصی

niche audience

مخاطبان هدف

niche services

خدمات تخصصی

niche players

بازیکنان تخصصی

niche strategies

استراتژی‌های تخصصی

niche segments

بخش‌های تخصصی

niche trends

روندهای تخصصی

جملات نمونه

there are many niches in the market for specialized products.

در بازار، حوزه‌های تخصصی متعددی وجود دارد.

finding your niche can lead to greater success.

پیدا کردن جایگاه مناسب شما می‌تواند منجر به موفقیت بیشتر شود.

she carved out a niche as a freelance graphic designer.

او یک جایگاه خاص را به عنوان یک طراح گرافیک آزادکار ایجاد کرد.

many businesses thrive by focusing on specific niches.

بسیاری از کسب و کارها با تمرکز بر حوزه‌های خاص رونق می‌یابند.

online courses can fill educational niches effectively.

دوره‌های آنلاین می‌توانند به طور موثر حوزه‌های آموزشی را پر کنند.

his blog targets niches in travel and food.

وبلاگ او بر روی حوزه‌های سفر و غذا تمرکز دارد.

understanding market niches is crucial for entrepreneurs.

درک حوزه‌های بازار برای کارآفرینان بسیار مهم است.

she specializes in marketing to niche audiences.

او در بازاریابی برای مخاطبان خاص تخصص دارد.

identifying profitable niches can boost your business.

شناسایی حوزه‌های سودآور می‌تواند کسب و کار شما را تقویت کند.

they are exploring new niches in the tech industry.

آنها در حال بررسی حوزه‌های جدید در صنعت فناوری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید