nipples

[ایالات متحده]/ˈnɪpəlz/
[بریتانیا]/ˈnɪpəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع نوک پستان؛ پستانک‌های لاستیکی برای محصولات لبنی؛ ورودی روغن شبیه نوک پستان در یک ماشین؛ نازل پرکن

عبارات و ترکیب‌ها

sensitive nipples

نوک سینه حساس

nipple rings

زنجیره‌های نوک سینه

nipple cream

کرم نوک سینه

nipple piercings

سوراخ کردن نوک سینه

nipple stimulation

تحریک نوک سینه

nipple size

اندازه نوک سینه

nipple play

بازی با نوک سینه

nipple discharge

ترشح نوک سینه

nipple shape

شکل نوک سینه

nipple sensitivity

حساسیت نوک سینه

جملات نمونه

she has sensitive nipples.

او سینه های حساس دارد.

the baby is nursing and stimulating her nipples.

نوزاد در حال شیر خوردن و تحریک سینه های اوست.

he noticed the design on her nipples.

او طرح روی سینه های او را متوجه شد.

she applied cream to soothe her sore nipples.

او کرم زد تا سینه های دردش را تسکین دهد.

some women experience changes in their nipples during pregnancy.

برخی از زنان در دوران بارداری تغییراتی در سینه های خود تجربه می کنند.

she wore a top that accentuated her nipples.

او یک بلوز پوشید که سینه هایش را برجسته می کرد.

he gently kissed her nipples.

او به آرامی سینه هایش را بوسید.

she used nipple shields while breastfeeding.

او در هنگام شیردهی از محافظ سینه استفاده کرد.

her nipples were pierced for fashion.

سینه های او به دلیل مد، سوراخ شده بودند.

some people have a preference for how nipples look.

برخی افراد ترجیح دارند سینه ها چگونه به نظر برسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید