sensitive nipples
نوک سینه حساس
nipple rings
زنجیرههای نوک سینه
nipple cream
کرم نوک سینه
nipple piercings
سوراخ کردن نوک سینه
nipple stimulation
تحریک نوک سینه
nipple size
اندازه نوک سینه
nipple play
بازی با نوک سینه
nipple discharge
ترشح نوک سینه
nipple shape
شکل نوک سینه
nipple sensitivity
حساسیت نوک سینه
she has sensitive nipples.
او سینه های حساس دارد.
the baby is nursing and stimulating her nipples.
نوزاد در حال شیر خوردن و تحریک سینه های اوست.
he noticed the design on her nipples.
او طرح روی سینه های او را متوجه شد.
she applied cream to soothe her sore nipples.
او کرم زد تا سینه های دردش را تسکین دهد.
some women experience changes in their nipples during pregnancy.
برخی از زنان در دوران بارداری تغییراتی در سینه های خود تجربه می کنند.
she wore a top that accentuated her nipples.
او یک بلوز پوشید که سینه هایش را برجسته می کرد.
he gently kissed her nipples.
او به آرامی سینه هایش را بوسید.
she used nipple shields while breastfeeding.
او در هنگام شیردهی از محافظ سینه استفاده کرد.
her nipples were pierced for fashion.
سینه های او به دلیل مد، سوراخ شده بودند.
some people have a preference for how nipples look.
برخی افراد ترجیح دارند سینه ها چگونه به نظر برسند.
sensitive nipples
نوک سینه حساس
nipple rings
زنجیرههای نوک سینه
nipple cream
کرم نوک سینه
nipple piercings
سوراخ کردن نوک سینه
nipple stimulation
تحریک نوک سینه
nipple size
اندازه نوک سینه
nipple play
بازی با نوک سینه
nipple discharge
ترشح نوک سینه
nipple shape
شکل نوک سینه
nipple sensitivity
حساسیت نوک سینه
she has sensitive nipples.
او سینه های حساس دارد.
the baby is nursing and stimulating her nipples.
نوزاد در حال شیر خوردن و تحریک سینه های اوست.
he noticed the design on her nipples.
او طرح روی سینه های او را متوجه شد.
she applied cream to soothe her sore nipples.
او کرم زد تا سینه های دردش را تسکین دهد.
some women experience changes in their nipples during pregnancy.
برخی از زنان در دوران بارداری تغییراتی در سینه های خود تجربه می کنند.
she wore a top that accentuated her nipples.
او یک بلوز پوشید که سینه هایش را برجسته می کرد.
he gently kissed her nipples.
او به آرامی سینه هایش را بوسید.
she used nipple shields while breastfeeding.
او در هنگام شیردهی از محافظ سینه استفاده کرد.
her nipples were pierced for fashion.
سینه های او به دلیل مد، سوراخ شده بودند.
some people have a preference for how nipples look.
برخی افراد ترجیح دارند سینه ها چگونه به نظر برسند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید