non-franchise

[ایالات متحده]/[nɒn ˈfræntʃaɪz]/
[بریتانیا]/[nɒn ˈfræntʃɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کسب و کار که بخشی از یک فرانشیز نیست.
adj. نا مرتبط با یا شامل یک فرانشیز نمی‌شود؛ مستقل؛ بخشی از سیستم فرانشیز نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

non-franchise hotel

هتل غیر فرانچایز

non-franchise business

کسب و کار غیر فرانچایز

running non-franchise

اجرای غیر فرانچایز

non-franchise store

مغازه غیر فرانچایز

a non-franchise

یک غیر فرانچایز

became non-franchise

به غیر فرانچایز تبدیل شد

non-franchise location

محل غیر فرانچایز

seeking non-franchise

در حال جستجوی غیر فرانچایز

non-franchise model

مدل غیر فرانچایز

own non-franchise

دارد غیر فرانچایز

جملات نمونه

we prefer to support non-franchise restaurants that use local ingredients.

ما بهتر می‌پسندیم رستوران‌های غیرفرanchise که از مواد اولیه محلی استفاده می‌کنند را حمایت کنیم.

the town's charm comes from its many non-franchise shops and boutiques.

جذابیت شهر از فروشگاه‌های غیرفرanchise و کلوچه‌فروشی‌های زیاد آن ناشی می‌شود.

he opened a non-franchise coffee shop to offer a unique experience.

او یک کافه غیرفرanchise را باز کرد تا تجربه‌ای منحصر به فرد ارائه دهد.

the non-franchise bookstore offered a curated selection of titles.

کتابفروشی غیرفرanchise یک انتخاب دست‌ساز از عنوان‌ها ارائه می‌داد.

many tourists seek out non-franchise businesses to support the local economy.

بسیاری از گردشگران به دنبال کسب و کارهای غیرفرanchise هستند تا به اقتصاد محلی کمک کنند.

the non-franchise hotel provided a more personalized service.

هتل غیرفرanchise خدماتی شخصی‌سازی‌شده‌تر ارائه می‌کرد.

we value the individuality of non-franchise businesses in our neighborhood.

ما ارزش فردیت کسب و کارهای غیرفرanchise در محل زندگی ما را می‌گذاریم.

starting a non-franchise business requires significant capital and dedication.

شروع یک کسب و کار غیرفرanchise نیاز به سرمایه‌های قابل توجه و تعهد دارد.

the non-franchise bakery is known for its artisanal breads and pastries.

بیکری غیرفرanchise به خاطر نان‌های هنرمندانه و نان‌های دل‌خوشش معروف است.

they decided to open a non-franchise clothing store with a focus on sustainable fashion.

آن‌ها تصمیم گرفتند یک فروشگاه لباس غیرفرanchise با تمرکز بر مد لاستیک باز کنند.

the appeal of non-franchise establishments often lies in their unique atmosphere.

جذابیت مکان‌های غیرفرanchise اغلب در جو منحصر به فرد آن‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید