non-person

[ایالات متحده]/[nɒn ˈpɜːsn]/
[بریتانیا]/[nɒn ˈpɜːrsn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخصیت یا موجود خیالی که فردی نیست، معمولاً در بازی‌های نقش‌آوری یا نویسندگی استفاده می‌شود؛ یک موجود قانونی که فرد طبیعی نیست، مانند یک شرکت.
adj. مربوط به چیزی که فرد نیست یا ویژگی آن چیز.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

non-person entity

موجودی غیر شخصی

treating as non-person

در نظر گرفتن به عنوان غیر شخصی

non-person status

وضعیت غیر شخصی

declared non-person

اعلام شده به عنوان غیر شخصی

non-person character

شخصیت غیر شخصی

a non-person

یک غیر شخصی

becoming non-person

شدن غیر شخصی

non-person appearance

ظاهر غیر شخصی

non-person role

نقش غیر شخصی

non-person image

تصویر غیر شخصی

جملات نمونه

the company treats its employees like non-persons.

شرکت کارکنان خود را مانند غیر انسان‌ها در می‌آورد.

we must ensure every individual is recognized, not treated as a non-person.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که هر فردی شناسایی شود و نه مانند یک غیر انسان در نظر گرفته شود.

the legal system should not allow non-persons to exploit vulnerable people.

سیستم قانونی باید اجازه دادن به غیر انسان‌ها برای استغلlicit افراد آسیب‌پذیر را ممنوع کند.

it's dehumanizing to view people as mere non-persons in a system.

در یک سیستم، دیدن افراد به عنوان غیر انسان‌هایی که نابود کننده انسانیت است.

the politician's speech reduced the voters to non-persons.

خطابه سیاستمدار، رای دهندگان را به غیر انسان‌ها تبدیل کرد.

treating refugees as non-persons is a sign of societal apathy.

در نظر گرفتن پناه‌گیران به عنوان غیر انسان‌ها نشانه‌ای از بی‌تفاوتی جامعه است.

the bureaucracy often makes citizens feel like non-persons.

بوروکراسی اغلب شهروندان را به عنوان غیر انسان‌ها حس می‌کند.

we need to challenge the notion of treating marginalized groups as non-persons.

ما نیاز داریم تا مفهوم در نظر گرفتن گروه‌های محروم به عنوان غیر انسان‌ها را چالش بگیریم.

the system failed to see him as a person, reducing him to a non-person.

سیستم نتوانست او را به عنوان یک انسان ببیند و او را به یک غیر انسان تبدیل کرد.

the customer service representative treated me like a non-person.

کارکن پشتیبانی مشتری، من را مانند یک غیر انسان در می‌آورد.

it's important to remember that every individual is a person, not a non-person.

مهم است که به یاد داشته باشیم که هر فردی یک انسان است، نه یک غیر انسان.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید