non-teleological

[ایالات متحده]/[ˌnɒn ˌtelɪˈɒl.ə.dʒɪ.kəl]/
[بریتانیا]/[ˌnɑːn ˌtelɪˈɑː.lə.dʒɪ.kəl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون هدف یا هدفی نبودن؛ به سوی یک انتها یا هدف خاص هدایت نشده؛ تلولوژی را نشان نمی‌دهد؛ باور به اینکه فرایندهای طبیعی به سوی یک هدف هدایت می‌شوند، شامل نمی‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

non-teleological approach

رویکرد غایت‌محور نیست

being non-teleological

غایت‌محور نبودن

a non-teleological view

نگاه غایت‌محور نیست

non-teleological explanation

توضیح غایت‌محور نیست

purely non-teleological

کاملا غایت‌محور نیست

non-teleological systems

سیستم‌های غایت‌محور نیستند

describe non-teleological

توصیف غایت‌محور نیست

inherently non-teleological

دروناپچه غایت‌محور نیست

found non-teleological

غایت‌محور نیست که یافت شد

acting non-teleologically

عمل غایت‌محور نیست

جملات نمونه

the artist's work is often described as non-teleological, lacking a clear purpose or goal.

کار هنرمند اغلب به عنوان غیرهدف‌محور توصیف می‌شود که هدف یا هدف مشخصی ندارد.

his philosophical argument centered on the non-teleological nature of the universe.

مباحث فلسفی او حول و about طبیعت غیرهدف‌محور جهان متمرکز بود.

evolutionary processes are frequently cited as evidence for a non-teleological system.

فرآیندهای تکاملی اغلب به عنوان شواهدی برای یک سیستم غیرهدف‌محور اشاره می‌شود.

rejecting a teleological worldview, he embraced a non-teleological understanding of existence.

او یک دیدگاه جهان‌بینی هدف‌محور را رد کرد و یک درک غیرهدف‌محور از وجود را پذیرفت.

the non-teleological approach to art emphasizes process over predetermined outcome.

رویکرد غیرهدف‌محور به هنر روی فرآیند بیشتر از نتیجه پیش‌تعیین شده تاکید می‌کند.

critics argued that his novel's plot was meandering and ultimately non-teleological.

انتقادات می‌گفتند که داستان رمان او گرد و غبار بود و در نهایت غیرهدف‌محور بود.

she favored a non-teleological perspective when analyzing historical events.

او در تحلیل رویدادهای تاریخی از دیدگاه غیرهدف‌محور پسندید.

the scientific method often seeks to explain phenomena without assuming a non-teleological cause.

روش علمی اغلب به دنبال توضیح پدیده‌ها بدون فرض یک علت غیرهدف‌محور است.

his research explored the implications of a purely non-teleological view of human behavior.

تحقیقات او به بررسی پیامدهای یک دیدگاه کاملاً غیرهدف‌محور درباره رفتار انسانی می‌پرداخت.

the discussion shifted to the merits of a non-teleological versus a teleological explanation.

بحث به مزایای توضیح غیرهدف‌محور در مقابل توضیح هدف‌محور تغییر کرد.

he proposed a non-teleological model for understanding social change.

او یک مدل غیرهدف‌محور برای درک تغییر اجتماعی ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید