nonbusiness

[ایالات متحده]/ˌnɒnˈbɪznəs/
[بریتانیا]/ˌnɑːnˈbɪznəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مرتبط با کسب و کار

عبارات و ترکیب‌ها

nonbusiness hours

ساعت‌های غیر کاری

nonbusiness activities

فعالیت‌های غیر تجاری

nonbusiness expenses

هزینه‌های غیر تجاری

nonbusiness income

درآمد غیر تجاری

nonbusiness entity

شرکت غیر تجاری

nonbusiness purposes

اهداف غیر تجاری

nonbusiness decisions

تصمیمات غیر تجاری

nonbusiness use

استفاده غیر تجاری

nonbusiness relationships

روابط غیر تجاری

nonbusiness assets

دارایی‌های غیر تجاری

جملات نمونه

she enjoys nonbusiness activities on weekends.

او از فعالیت‌های غیرتجاری در آخر هفته‌ها لذت می‌برد.

his nonbusiness interests include painting and hiking.

علاقه غیرتجاری او شامل نقاشی و پیاده‌روی است.

we often discuss nonbusiness topics during lunch.

ما اغلب در زمان ناهار در مورد موضوعات غیرتجاری صحبت می‌کنیم.

many people pursue nonbusiness hobbies to relieve stress.

بسیاری از مردم سرگرمی‌های غیرتجاری را برای کاهش استرس دنبال می‌کنند.

nonbusiness relationships can be very rewarding.

روابط غیرتجاری می‌تواند بسیار ارزشمند باشد.

she volunteers for nonbusiness organizations in her free time.

او در اوقات فراغت خود به سازمان‌های غیرتجاری داوطلبانه کمک می‌کند.

nonbusiness events can help strengthen community ties.

برگزاری رویدادهای غیرتجاری می‌تواند به تقویت روابط اجتماعی کمک کند.

he prefers nonbusiness discussions over corporate meetings.

او ترجیح می‌دهد به جای جلسات شرکتی، بحث‌های غیرتجاری داشته باشد.

they organized a nonbusiness gathering for team bonding.

آنها یک گردهمایی غیرتجاری برای تقویت تیم برگزار کردند.

nonbusiness travel can provide a refreshing break from work.

سفر غیرتجاری می‌تواند یک استراحت آرامش‌بخش از کار ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید