nonfatal

[ایالات متحده]/nɒnˈfeɪtəl/
[بریتانیا]/nɑnˈfeɪtəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر کشنده

عبارات و ترکیب‌ها

nonfatal injury

آسیب غیر کشنده

nonfatal accident

حوادث غیر کشنده

nonfatal shooting

تیراندازی غیر کشنده

nonfatal overdose

جذب بیش از حد غیر کشنده

nonfatal crash

تصادف غیر کشنده

nonfatal fall

افتادن غیر کشنده

nonfatal wound

زخم غیر کشنده

nonfatal assault

ضرب و شتم غیر کشنده

nonfatal disease

بیماری غیر کشنده

nonfatal injury rate

نرخ آسیب غیر کشنده

جملات نمونه

the accident resulted in nonfatal injuries to several passengers.

این حادثه منجر به آسیب‌های غیر کشنده به چندین مسافر شد.

nonfatal overdoses are a growing concern in many communities.

مسمومیت‌های غیر کشنده یک نگرانی رو به رشد در بسیاری از جوامع هستند.

the study focused on nonfatal gunshot wounds among teenagers.

این مطالعه بر روی جراحات ناشی از گلوله غیر کشنده در میان نوجوانان متمرکز بود.

emergency services responded to a nonfatal car crash.

خدمات اورژانس به یک تصادف رانندگی غیر کشنده پاسخ دادند.

nonfatal accidents often go unreported.

تصادفات غیر کشنده اغلب گزارش نمی‌شوند.

he survived a nonfatal heart attack last year.

او سال گذشته یک حمله قلبی غیر کشنده را زنده کرد.

nonfatal injuries can still have long-term effects.

آسیب‌های غیر کشنده هنوز هم می‌توانند اثرات طولانی‌مدت داشته باشند.

the report highlighted the increase in nonfatal injuries.

این گزارش افزایش آسیب‌های غیر کشنده را برجسته کرد.

they are studying the causes of nonfatal workplace accidents.

آنها در حال بررسی علل تصادفات غیر کشنده در محل کار هستند.

nonfatal incidents can lead to significant medical costs.

حوادث غیر کشنده می‌توانند منجر به هزینه‌های پزشکی قابل توجهی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید