nonfigurative art
هنر غیرنمایشی
nonfigurative style
سبک غیرنمایشی
nonfigurative painting
نقاشی غیرنمایشی
nonfigurative design
طراحی غیرنمایشی
nonfigurative sculpture
مجسمهسازی غیرنمایشی
nonfigurative expression
ابراز غیرنمایشی
nonfigurative movement
جنبش غیرنمایشی
nonfigurative concept
مفهوم غیرنمایشی
nonfigurative representation
بازنمایی غیرنمایشی
nonfigurative form
فرم غیرنمایشی
his artwork is entirely nonfigurative, focusing on colors and shapes.
آثار هنری او کاملاً غیرنمایشی است و بر رنگها و اشکال تمرکز دارد.
she prefers nonfigurative paintings over realistic ones.
او نقاشیهای غیرنمایشی را به نقاشیهای واقعگرایانه ترجیح میدهد.
the gallery features a collection of nonfigurative sculptures.
گالری مجموعهای از مجسمههای غیرنمایشی را به نمایش میگذارد.
nonfigurative art often challenges traditional perceptions of beauty.
هنر غیرنمایشی اغلب درکهای سنتی از زیبایی را به چالش میکشد.
many modern artists are drawn to nonfigurative expression.
بسیاری از هنرمندان مدرن به بیان غیرنمایشی جذب میشوند.
the nonfigurative style allows for greater freedom in interpretation.
سبک غیرنمایشی اجازه میدهد تا آزادی بیشتری در تفسیر وجود داشته باشد.
critics argue that nonfigurative art lacks emotional depth.
منتقدان استدلال میکنند که هنر غیرنمایشی فاقد عمق احساسی است.
she created a nonfigurative piece that sparked much debate.
او یک اثر غیرنمایشی خلق کرد که باعث بحثهای زیادی شد.
nonfigurative elements can be found in various art movements.
عناصر غیرنمایشی را میتوان در جنبشهای هنری مختلف یافت.
the artist's nonfigurative approach is innovative and refreshing.
رویکرد غیرنمایشی هنرمند نوآورانه و دلپذیر است.
nonfigurative art
هنر غیرنمایشی
nonfigurative style
سبک غیرنمایشی
nonfigurative painting
نقاشی غیرنمایشی
nonfigurative design
طراحی غیرنمایشی
nonfigurative sculpture
مجسمهسازی غیرنمایشی
nonfigurative expression
ابراز غیرنمایشی
nonfigurative movement
جنبش غیرنمایشی
nonfigurative concept
مفهوم غیرنمایشی
nonfigurative representation
بازنمایی غیرنمایشی
nonfigurative form
فرم غیرنمایشی
his artwork is entirely nonfigurative, focusing on colors and shapes.
آثار هنری او کاملاً غیرنمایشی است و بر رنگها و اشکال تمرکز دارد.
she prefers nonfigurative paintings over realistic ones.
او نقاشیهای غیرنمایشی را به نقاشیهای واقعگرایانه ترجیح میدهد.
the gallery features a collection of nonfigurative sculptures.
گالری مجموعهای از مجسمههای غیرنمایشی را به نمایش میگذارد.
nonfigurative art often challenges traditional perceptions of beauty.
هنر غیرنمایشی اغلب درکهای سنتی از زیبایی را به چالش میکشد.
many modern artists are drawn to nonfigurative expression.
بسیاری از هنرمندان مدرن به بیان غیرنمایشی جذب میشوند.
the nonfigurative style allows for greater freedom in interpretation.
سبک غیرنمایشی اجازه میدهد تا آزادی بیشتری در تفسیر وجود داشته باشد.
critics argue that nonfigurative art lacks emotional depth.
منتقدان استدلال میکنند که هنر غیرنمایشی فاقد عمق احساسی است.
she created a nonfigurative piece that sparked much debate.
او یک اثر غیرنمایشی خلق کرد که باعث بحثهای زیادی شد.
nonfigurative elements can be found in various art movements.
عناصر غیرنمایشی را میتوان در جنبشهای هنری مختلف یافت.
the artist's nonfigurative approach is innovative and refreshing.
رویکرد غیرنمایشی هنرمند نوآورانه و دلپذیر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید