nonimperial

[ایالات متحده]/nɒn.ɪmˈpɪə.riəl/
[بریتانیا]/nɑːn.ɪmˈpɪriəl/

ترجمه

adj. ناامپراتوری؛ مربوط به امپراتوری یا امپریالیسم نمی‌باشد

عبارات و ترکیب‌ها

nonimperial status

وضعیت غیرامپراتوری

nonimperial nations

کشورهای غیرامپراتوری

nonimperial sentiment

احساسات غیرامپراتوری

nonimperial resistance

مقاومت غیرامپراتوری

nonimperial policy

سیاست غیرامپراتوری

nonimperial movement

حرکت غیرامپراتوری

nonimperial identity

هویت غیرامپراتوری

nonimperial worldview

نگاه جهانی غیرامپراتوری

nonimperial aspirations

امیدها و آرزوهای غیرامپراتوری

nonimperial stance

وضعیت غیرامپراتوری

جملات نمونه

many scholars have studied the economic policies of nonimperial nations during the colonial era.

بسیاری از دانشمندان سیاست‌های اقتصادی کشورهای غیرامپراتوری را در دوره استعمار را مورد مطالعه قرار داده‌اند.

the nonimperial powers formed alliances to counterbalance imperial ambitions.

قدرت‌های غیرامپراتوری تحالف‌هایی را تشکیل دادند تا از طمع‌های امپراتوری‌ها جلوگیری کنند.

historians often overlook the diplomatic achievements of nonimperial societies.

تاریخ‌نویسان اغلب دستاورد‌های دیپلماتیک جوامع غیرامپراتوری را نادیده گرفته‌اند.

nonimperial governments faced significant challenges in maintaining sovereignty.

دولت‌های غیرامپراتوری با چالش‌های قابل توجهی در حفظ خودمختاری مواجه شدند.

the nonimperial world developed unique cultural traditions independent of european influence.

جهان غیرامپراتوری سنت‌های فرهنگی منحصر به فردی را بدون تأثیر اروپا توسعه داد.

during the nineteenth century, nonimperial states struggled against colonial pressures.

در قرن نوزدهم، کشورهای غیرامپراتوری در برابر فشارهای استعماری مقاومت کردند.

anthropologists have documented the social structures of nonimperial communities.

antroپولوگ‌ها ساختارهای اجتماعی جوامع غیرامپراتوری را ثبت کرده‌اند.

the treaty recognized the rights of nonimperial territories to self-determination.

این معاهده حقوق مناطق غیرامپراتوری را برای خودمختاری شناخت.

nonimperial movements advocated for economic independence from colonial powers.

تحرکات غیرامپراتوری برای استقلال اقتصادی از قدرت‌های استعماری دفاع کردند.

the decline of european empires created opportunities for nonimperial nations.

کاهش امپراتوری‌های اروپایی فرصت‌هایی برای کشورهای غیرامپراتوری ایجاد کرد.

scholars argue that nonimperial relationships were more reciprocal than colonial ones.

دانشمندان می‌گویند روابط غیرامپراتوری بیشتر از روابط استعماری بازخوردی بود.

the museum exhibits artifacts from various nonimperial civilizations across asia.

موزه اثرات فرهنگی از تمدن‌های غیرامپراتوری در سراسر آسیا نمایش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید