many universities allow nonmatriculated enrollment for continuing education.
بسیاری از دانشگاهها اجازه ثبت نام غیر دانشجو برای آموزش مداوم را میدهند.
she registered as a nonmatriculated learner to audit specific courses.
او به عنوان یک یادگیرنده غیر دانشجو ثبت نام کرد تا دروسی خاص را به صورت شنونده دنبال کند.
nonmatriculated status permits access to campus facilities.
وضعیت غیر دانشجو امکان دسترسی به امکانات محوطه دانشگاه را فراهم میکند.
the program offers nonmatriculated courses for professional development.
این برنامه دورههای غیر دانشجو برای توسعه حرفهای ارائه میدهد.
he applied as a nonmatriculated applicant to explore his options.
او به عنوان یک متقاضی غیر دانشجو برای بررسی گزینههای خود درخواست داد.
nonmatriculated students often pay higher tuition rates.
دانشجویان غیر دانشجو اغلب شهریه بالاتری پرداخت میکنند.
the college has specific policies for nonmatriculated education.
دانشگاه سیاستهای خاصی برای آموزش غیر دانشجو دارد.
some nonmatriculated learners eventually apply for full admission.
برخی از یادگیرندگان غیر دانشجو در نهایت برای پذیرش کامل درخواست میدهند.
credits earned as a nonmatriculated student may transfer later.
واحدهای کسب شده به عنوان یک دانشجو غیر دانشجو ممکن است بعداً منتقل شوند.
nonmatriculated study allows flexibility for working professionals.
مطالعه غیر دانشجو امکان انعطافپذیری برای متخصصان شاغل را فراهم میکند.
the nonmatriculated student attended classes without pursuing a degree.
دانشجوی غیر دانشجو در کلاسها بدون دنبال کردن مدرک شرکت کرد.
universities typically limit the number of courses for nonmatriculated students.
دانشگاهها معمولاً تعداد دورهها را برای دانشجویان غیر دانشجو محدود میکنند.
many universities allow nonmatriculated enrollment for continuing education.
بسیاری از دانشگاهها اجازه ثبت نام غیر دانشجو برای آموزش مداوم را میدهند.
she registered as a nonmatriculated learner to audit specific courses.
او به عنوان یک یادگیرنده غیر دانشجو ثبت نام کرد تا دروسی خاص را به صورت شنونده دنبال کند.
nonmatriculated status permits access to campus facilities.
وضعیت غیر دانشجو امکان دسترسی به امکانات محوطه دانشگاه را فراهم میکند.
the program offers nonmatriculated courses for professional development.
این برنامه دورههای غیر دانشجو برای توسعه حرفهای ارائه میدهد.
he applied as a nonmatriculated applicant to explore his options.
او به عنوان یک متقاضی غیر دانشجو برای بررسی گزینههای خود درخواست داد.
nonmatriculated students often pay higher tuition rates.
دانشجویان غیر دانشجو اغلب شهریه بالاتری پرداخت میکنند.
the college has specific policies for nonmatriculated education.
دانشگاه سیاستهای خاصی برای آموزش غیر دانشجو دارد.
some nonmatriculated learners eventually apply for full admission.
برخی از یادگیرندگان غیر دانشجو در نهایت برای پذیرش کامل درخواست میدهند.
credits earned as a nonmatriculated student may transfer later.
واحدهای کسب شده به عنوان یک دانشجو غیر دانشجو ممکن است بعداً منتقل شوند.
nonmatriculated study allows flexibility for working professionals.
مطالعه غیر دانشجو امکان انعطافپذیری برای متخصصان شاغل را فراهم میکند.
the nonmatriculated student attended classes without pursuing a degree.
دانشجوی غیر دانشجو در کلاسها بدون دنبال کردن مدرک شرکت کرد.
universities typically limit the number of courses for nonmatriculated students.
دانشگاهها معمولاً تعداد دورهها را برای دانشجویان غیر دانشجو محدود میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید