nonmetal

[ایالات متحده]/nɒnˈmɛtəl/
[بریتانیا]/nɑnˈmɛtəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عنصر شیمیایی که فلز نیست؛ عنصر غیر فلزی
Word Forms
جمعnonmetals

عبارات و ترکیب‌ها

nonmetal element

عنصر نافلز

nonmetal compound

مرکب نافلز

nonmetal properties

ویژگی‌های نافلز

nonmetallic bond

پیوند نافلزه‌ای

nonmetal category

دسته‌بندی نافلز

nonmetal usage

مصرف نافلز

nonmetal resources

منابع نافلز

nonmetal classification

طبقه بندی نافلز

nonmetal form

فرم نافلز

nonmetal characteristics

مشخصات نافلز

جملات نمونه

nonmetals are essential for life.

فلزات غیر اصلی برای زندگی ضروری هستند.

carbon is a common nonmetal found in organic compounds.

کربن یک غیرفلز رایج است که در ترکیبات آلی یافت می شود.

nonmetals typically have high electronegativities.

غیرفلزات معمولاً دارای الکترونگرایی بالایی هستند.

in the periodic table, nonmetals are located on the right side.

در جدول تناوبی، غیرفلزها در سمت راست قرار دارند.

nonmetals can form covalent bonds with other elements.

غیرفلزها می توانند با عناصر دیگر پیوند کووالانسی تشکیل دهند.

oxygen is a vital nonmetal for respiration.

اکسیژن یک غیرفلز حیاتی برای تنفس است.

phosphorus is another important nonmetal in fertilizers.

فسفر یک غیرفلز مهم دیگر در کودها است.

nonmetals exist in various forms, such as gases and solids.

غیرفلزها در اشکال مختلف وجود دارند، مانند گازها و جامدات.

nonmetals are poor conductors of electricity.

غیرفلزها رسانای خوبی برای برق نیستند.

chlorine is a reactive nonmetal used in disinfectants.

کلر یک غیرفلز واکنش پذیر است که در ضدعفونی کننده ها استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید