nonnegotiable

[ایالات متحده]/ˌnɒn.nɪˈɡəʊ.ʃə.bəl/
[بریتانیا]/ˌnɑːn.nɪˈɡoʊ.ʃə.bəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل مذاکره; غیرقابل انتقال

عبارات و ترکیب‌ها

nonnegotiable terms

شرایط غیرقابل مذاکره

nonnegotiable price

قیمت غیرقابل مذاکره

nonnegotiable stance

موضع غیرقابل مذاکره

nonnegotiable demands

الزامات غیرقابل مذاکره

nonnegotiable conditions

شرایط غیرقابل مذاکره

nonnegotiable policy

سیاست غیرقابل مذاکره

nonnegotiable agreement

توافق غیرقابل مذاکره

nonnegotiable items

موارد غیرقابل مذاکره

nonnegotiable principles

اصول غیرقابل مذاکره

nonnegotiable rules

قوانین غیرقابل مذاکره

جملات نمونه

our deadlines are nonnegotiable.

مهلت‌های ما غیرقابل مذاکره هستند.

the price of the product is nonnegotiable.

قیمت محصول غیرقابل مذاکره است.

respect for others is a nonnegotiable value in our company.

احترام به دیگران یک ارزش غیرقابل مذاکره در شرکت ما است.

safety regulations are nonnegotiable in this industry.

قوانین ایمنی در این صنعت غیرقابل مذاکره هستند.

our terms of service are nonnegotiable.

شرایط خدمات ما غیرقابل مذاکره هستند.

integrity is a nonnegotiable principle in our organization.

یکپارچگی یک اصل غیرقابل مذاکره در سازمان ما است.

the contract stipulates nonnegotiable conditions.

قرارداد شرایط غیرقابل مذاکره را تعیین می‌کند.

quality assurance is nonnegotiable for our products.

اطمینان از کیفیت برای محصولات ما غیرقابل مذاکره است.

customer satisfaction is a nonnegotiable goal for us.

رضایت مشتری یک هدف غیرقابل مذاکره برای ما است.

trust is a nonnegotiable element in a successful partnership.

اعتماد یک عنصر غیرقابل مذاکره در یک مشارکت موفق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید