nontenured

[ایالات متحده]/nɒnˈtenjʊəd/
[بریتانیا]/nɑːnˈtenjʊrd/

ترجمه

adj. بدون داشتن جایگاه دائمی؛ بدون اعطای جایگاه دائمی

عبارات و ترکیب‌ها

nontenured faculty

کارمند غیر دائم

nontenured professor

پروفسور غیر دائم

nontenured teacher

معلم غیر دائم

nontenured position

موقعیت غیر دائم

nontenured status

وضعیت غیر دائم

nontenured researcher

پژوهشگر غیر دائم

nontenured lecturer

مدرس غیر دائم

nontenured academic

کارمند آموزشی غیر دائم

being nontenured

بودن غیر دائم

nontenured appointment

نامه رسمی غیر دائم

جملات نمونه

many nontenured faculty members face uncertainty about their future employment.

بسیاری از اساتید غیر دائمی در مواجهه با نااطمینانی در مورد کار آینده‌شان قرار دارند.

the nontenured professor received a one-year contract renewal.

استاد غیر دائمی قرارداد خود را برای یک سال تمدید کرد.

nontenured teachers often work under greater pressure to publish.

معلمان غیر دائمی اغلب تحت فشار بیشتری برای انتشار مقاله کار می‌کنند.

the university decided not to renew the nontenured lecturer's contract.

دانشگاه تصمیم گرفت قرارداد مربی غیر دائمی را تمدید نکند.

nontenured positions typically offer less job security than tenured ones.

مکان‌های غیر دائمی معمولاً امنیت کاری کمتری نسبت به مکان‌های دائمی ارائه می‌دهند.

she was hired as a nontenured instructor for the fall semester.

او به عنوان یک معلم غیر دائمی برای نیم سال زمستانی استخدام شد.

the nontenured researcher secured external funding for her project.

پژوهشگر غیر دائمی پول خارجی برای پروژه‌اش امنیتی پیدا کرد.

nontenured staff members are not eligible for certain benefits.

کارکنان غیر دائمی صلاحیت برخورداری از برخی مزایا را ندارند.

the nontenured faculty member was denied tenure track position.

عضو هیئت علمی غیر دائمی به پست مسیر دکتری دست یافت.

many nontenured academics dream of obtaining tenure.

بسیاری از افراد غیر دائمی دانشگاهی به دنبال اخذ دکتری هستند.

the nontenured department head had limited voting rights.

سرپرست بخش غیر دائمی دارای حقوق رای محدودی بود.

nontenured professors must demonstrate teaching excellence annually.

استادان غیر دائمی باید هر ساله برای اثبات برتری در تدریس اقدام کنند.

the nontenured scholar received a prestigious research award.

دانشمند غیر دائمی جایزه پژوهشی پر prestijs دریافت کرد.

universities increasingly rely on nontenured instructional staff.

دانشگاه‌ها به طور فزاینده‌ای به کارکنان غیر دائمی در زمینه آموزش و تدریس وابسته می‌شوند.

the nontenured employee appealed the university's decision.

کارمند غیر دائمی تصمیم دانشگاه را چالش می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید