noontime

[ایالات متحده]/ˈnuːn.taɪm/
[بریتانیا]/ˈnuːn.taɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ظهر \nn. زمان روز در اطراف ظهر

عبارات و ترکیب‌ها

noontime meal

وقت ناهار

noontime break

استراحت ظهر

noontime sun

آفتاب ظهر

noontime rush

شلوغی ظهر

noontime meeting

جلسه ظهر

noontime snack

میان وعده ظهر

noontime crowd

جمعیت ظهر

noontime news

اخبار ظهر

noontime concert

اجرای موسیقی ظهر

noontime yoga

یوگا ظهر

جملات نمونه

we usually have lunch at noontime.

ما معمولاً در زمان ظهر ناهار می‌خوریم.

noontime is the best time to relax.

زمان ظهر بهترین زمان برای استراحت است.

she enjoys taking a walk at noontime.

او از پیاده‌روی در زمان ظهر لذت می‌برد.

the park is crowded at noontime.

پارک در زمان ظهر شلوغ است.

we often meet friends during noontime.

ما اغلب در زمان ظهر با دوستان ملاقات می‌کنیم.

he likes to read a book at noontime.

او دوست دارد در زمان ظهر کتاب بخواند.

noontime traffic can be quite heavy.

ترافیک ظهر می‌تواند بسیار سنگین باشد.

they serve specials at noontime.

آنها در زمان ظهر غذاهای ویژه سرو می‌کنند.

we have a team meeting scheduled for noontime.

ما یک جلسه تیمی برای زمان ظهر برنامه ریزی کرده ایم.

it's important to take a break at noontime.

مهم است که در زمان ظهر استراحت کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید