northeasterly

[ایالات متحده]/ˌnɔːθˈiːstəli/
[بریتانیا]/ˌnɔrˈθiːstərli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به سوی شمال شرق; آمده از شمال شرق
adv. به سمت شمال شرق; از شمال شرق

عبارات و ترکیب‌ها

northeasterly winds

وزش بادهای شمال شرقی

northeasterly direction

جهت شمال شرقی

northeasterly storm

طوفان شمال شرقی

northeasterly flow

جریان شمال شرقی

northeasterly currents

آب‌های شمال شرقی

northeasterly gusts

ریزش بادهای شمال شرقی

northeasterly air

هوای شمال شرقی

northeasterly breeze

نسیم شمال شرقی

northeasterly region

منطقه شمال شرقی

northeasterly latitude

عرض جغرافیایی شمال شرقی

جملات نمونه

the wind was blowing from a northeasterly direction.

باد شمال شرقی می وزید.

we observed northeasterly currents in the ocean.

ما جریان های شمال شرقی را در اقیانوس مشاهده کردیم.

the storm approached with a northeasterly track.

طوفان با مسیر شمال شرقی نزدیک شد.

northeasterly winds are common in the winter.

وزش باد شمال شرقی در زمستان رایج است.

they forecasted northeasterly weather patterns for the week.

آنها الگوهای آب و هوای شمال شرقی را برای هفته پیش بینی کردند.

the ship sailed on a northeasterly course.

کشتی در مسیر شمال شرقی حرکت کرد.

there was a northeasterly breeze that cooled the afternoon heat.

نسیمی شمال شرقی وجود داشت که گرمای بعد از ظهر را خنک می کرد.

the region often experiences northeasterly gales.

این منطقه اغلب با طوفان های شمال شرقی مواجه می شود.

she pointed to the map indicating a northeasterly route.

او به نقشه اشاره کرد که مسیر شمال شرقی را نشان می داد.

the village lies in a northeasterly valley.

دهکده در یک دره شمال شرقی قرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید