northerner

[ایالات متحده]/'nɔːð(ə)nə/
[بریتانیا]/'nɔrðənɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که از قسمت شمالی یک منطقه می‌آید یا در آن زندگی می‌کند.
Word Forms

جملات نمونه

That Northerners should feel superior on the racial issue was understandable.

اینکه شمالی‌ها احساس برتری نژادی کنند قابل درک بود.

The southerners prefer rice and the northerners prefer food made from flour.

جنوبی‌ها برنج را ترجیح می‌دهند و شمالی‌ها غذاهای تهیه شده از آرد را.

The northerner bundled up in layers to brave the cold weather.

شمالی برای مقابله با هوای سرد لباس‌های زیادی پوشید.

The northerner missed the snowy winters of their hometown.

شمالی دلتنگ زمستان‌های برفی زادگاهشان بود.

The northerner was used to long, dark winters.

شمالی به زمستان‌های طولانی و تاریک عادت داشت.

The northerner had a strong accent that set them apart.

شمالی لهجه قوی‌ای داشت که آن‌ها را از دیگران متمایز می‌کرد.

The northerner enjoyed ice fishing on frozen lakes.

شمالی از ماهیگیری روی یخ در دریاچه‌های یخ‌زده لذت می‌برد.

The northerner found the southern heat unbearable.

شمالی گرمای جنوب را طاقت‌فرسا می‌یافت.

The northerner felt a sense of pride in their rugged resilience.

شمالی احساس غرور در برابر مقاومت و استقامت خود داشت.

The northerner's favorite season was the crisp autumn.

فصل مورد علاقه شمالی پاییز خنک بود.

The northerner's love for hearty stews was unmatched.

عشق شمالی به خورش‌های مقوی بی‌نظیر بود.

The northerner longed for the sight of snow-covered landscapes.

شمالی دلش برای دیدن مناظر پوشیده از برف هوس می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید