nosiness

[ایالات متحده]/ˈnəʊ.zi.nəs/
[بریتانیا]/ˈnoʊ.zi.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت بیش از حد کنجکاوی درباره امور دیگران
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

nosiness kills

فضول بودن باعث مرگ می شود

nosiness breeds contempt

فضول بودن باعث تحقیر می شود

nosiness is annoying

فضول بودن آزاردهنده است

nosiness will hurt

فضول بودن آسیب رساند

nosiness is dangerous

فضول بودن خطرناک است

nosiness has consequences

فضول بودن عواقب دارد

nosiness is intrusive

فضول بودن تهاجمی است

nosiness can backfire

فضول بودن ممکن است به ضرر خودتان تمام شود

جملات نمونه

her nosiness often gets her into trouble.

کنجکاوی بیش از حد او اغلب باعث ایجاد مشکل برای او می‌شود.

his nosiness about my personal life is quite annoying.

کنجکاوی او در مورد زندگی شخصی من بسیار آزاردهنده است.

nosiness can lead to misunderstandings between friends.

کنجکاوی بیش از حد می‌تواند منجر به سوء تفاهم بین دوستان شود.

she was reprimanded for her nosiness at work.

او به دلیل کنجکاوی بیش از حد در محل کار مورد توبیخ قرار گرفت.

his nosiness makes it hard to keep secrets.

کنجکاوی او باعث می‌شود حفظ اسرار دشوار باشد.

nosiness is often seen as a negative trait.

کنجکاوی بیش از حد اغلب به عنوان یک ویژگی منفی تلقی می‌شود.

i wish she would stop her nosiness and respect my privacy.

امیدوارم او کنجکاوی بیش از حد خود را متوقف کند و به حریم خصوصی من احترام بگذارد.

his nosiness about the project was unexpected.

کنجکاوی او در مورد پروژه غیرمنتظره بود.

nosiness can sometimes lead to valuable information.

کنجکاوی بیش از حد گاهی اوقات می‌تواند منجر به کسب اطلاعات ارزشمند شود.

people often mistake nosiness for genuine interest.

افراد اغلب کنجکاوی بیش از حد را با علاقه واقعی اشتباه می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید