| جمع | nosinesses |
nosiness kills
فضول بودن باعث مرگ می شود
nosiness breeds contempt
فضول بودن باعث تحقیر می شود
nosiness is annoying
فضول بودن آزاردهنده است
nosiness will hurt
فضول بودن آسیب رساند
nosiness is dangerous
فضول بودن خطرناک است
nosiness has consequences
فضول بودن عواقب دارد
nosiness is intrusive
فضول بودن تهاجمی است
nosiness can backfire
فضول بودن ممکن است به ضرر خودتان تمام شود
her nosiness often gets her into trouble.
کنجکاوی بیش از حد او اغلب باعث ایجاد مشکل برای او میشود.
his nosiness about my personal life is quite annoying.
کنجکاوی او در مورد زندگی شخصی من بسیار آزاردهنده است.
nosiness can lead to misunderstandings between friends.
کنجکاوی بیش از حد میتواند منجر به سوء تفاهم بین دوستان شود.
she was reprimanded for her nosiness at work.
او به دلیل کنجکاوی بیش از حد در محل کار مورد توبیخ قرار گرفت.
his nosiness makes it hard to keep secrets.
کنجکاوی او باعث میشود حفظ اسرار دشوار باشد.
nosiness is often seen as a negative trait.
کنجکاوی بیش از حد اغلب به عنوان یک ویژگی منفی تلقی میشود.
i wish she would stop her nosiness and respect my privacy.
امیدوارم او کنجکاوی بیش از حد خود را متوقف کند و به حریم خصوصی من احترام بگذارد.
his nosiness about the project was unexpected.
کنجکاوی او در مورد پروژه غیرمنتظره بود.
nosiness can sometimes lead to valuable information.
کنجکاوی بیش از حد گاهی اوقات میتواند منجر به کسب اطلاعات ارزشمند شود.
people often mistake nosiness for genuine interest.
افراد اغلب کنجکاوی بیش از حد را با علاقه واقعی اشتباه میگیرند.
nosiness kills
فضول بودن باعث مرگ می شود
nosiness breeds contempt
فضول بودن باعث تحقیر می شود
nosiness is annoying
فضول بودن آزاردهنده است
nosiness will hurt
فضول بودن آسیب رساند
nosiness is dangerous
فضول بودن خطرناک است
nosiness has consequences
فضول بودن عواقب دارد
nosiness is intrusive
فضول بودن تهاجمی است
nosiness can backfire
فضول بودن ممکن است به ضرر خودتان تمام شود
her nosiness often gets her into trouble.
کنجکاوی بیش از حد او اغلب باعث ایجاد مشکل برای او میشود.
his nosiness about my personal life is quite annoying.
کنجکاوی او در مورد زندگی شخصی من بسیار آزاردهنده است.
nosiness can lead to misunderstandings between friends.
کنجکاوی بیش از حد میتواند منجر به سوء تفاهم بین دوستان شود.
she was reprimanded for her nosiness at work.
او به دلیل کنجکاوی بیش از حد در محل کار مورد توبیخ قرار گرفت.
his nosiness makes it hard to keep secrets.
کنجکاوی او باعث میشود حفظ اسرار دشوار باشد.
nosiness is often seen as a negative trait.
کنجکاوی بیش از حد اغلب به عنوان یک ویژگی منفی تلقی میشود.
i wish she would stop her nosiness and respect my privacy.
امیدوارم او کنجکاوی بیش از حد خود را متوقف کند و به حریم خصوصی من احترام بگذارد.
his nosiness about the project was unexpected.
کنجکاوی او در مورد پروژه غیرمنتظره بود.
nosiness can sometimes lead to valuable information.
کنجکاوی بیش از حد گاهی اوقات میتواند منجر به کسب اطلاعات ارزشمند شود.
people often mistake nosiness for genuine interest.
افراد اغلب کنجکاوی بیش از حد را با علاقه واقعی اشتباه میگیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید