noting progress
توجه به پیشرفت
noting differences
توجه به تفاوتها
noting concerns
توجه به نگرانیها
noting issues
توجه به مشکلات
noting changes
توجه به تغییرات
noting details
توجه به جزئیات
noting results
توجه به نتایج
noting trends
توجه به روندها
noting recommendations
توجه به توصیهها
noting facts
توجه به حقایق
noting the changes in the weather, we decided to postpone our picnic.
با توجه به تغییرات آب و هوا، تصمیم گرفتیم پیک نیک خود را به تعویق بیندازیم.
she was noting down important points during the lecture.
او نکات مهم را در طول سخنرانی یادداشت کرد.
noting the time, he realized he was running late for the meeting.
با توجه به زمان، متوجه شد که برای جلسه دیر کرده است.
he kept noting the differences between the two proposals.
او به طور مداوم تفاوت های بین دو پیشنهاد را یادداشت کرد.
noting her progress, the teacher praised her efforts.
با توجه به پیشرفت او، معلم از تلاش هایش قدردانی کرد.
she was noting the feedback from her peers for improvement.
او بازخورد همسالان خود را برای بهبود یادداشت کرد.
noting his enthusiasm, the manager decided to promote him.
با توجه به اشتیاق او، مدیر تصمیم گرفت او را ترفیع دهد.
noting the cultural differences, they adapted their approach accordingly.
با توجه به تفاوت های فرهنگی، آنها به طور مناسب روش خود را تطبیق دادند.
he was noting every detail in his journal.
او تمام جزئیات را در دفترچه یادداشت خود یادداشت کرد.
noting the urgency of the situation, they acted quickly.
با توجه به فوریت وضعیت، آنها به سرعت عمل کردند.
noting progress
توجه به پیشرفت
noting differences
توجه به تفاوتها
noting concerns
توجه به نگرانیها
noting issues
توجه به مشکلات
noting changes
توجه به تغییرات
noting details
توجه به جزئیات
noting results
توجه به نتایج
noting trends
توجه به روندها
noting recommendations
توجه به توصیهها
noting facts
توجه به حقایق
noting the changes in the weather, we decided to postpone our picnic.
با توجه به تغییرات آب و هوا، تصمیم گرفتیم پیک نیک خود را به تعویق بیندازیم.
she was noting down important points during the lecture.
او نکات مهم را در طول سخنرانی یادداشت کرد.
noting the time, he realized he was running late for the meeting.
با توجه به زمان، متوجه شد که برای جلسه دیر کرده است.
he kept noting the differences between the two proposals.
او به طور مداوم تفاوت های بین دو پیشنهاد را یادداشت کرد.
noting her progress, the teacher praised her efforts.
با توجه به پیشرفت او، معلم از تلاش هایش قدردانی کرد.
she was noting the feedback from her peers for improvement.
او بازخورد همسالان خود را برای بهبود یادداشت کرد.
noting his enthusiasm, the manager decided to promote him.
با توجه به اشتیاق او، مدیر تصمیم گرفت او را ترفیع دهد.
noting the cultural differences, they adapted their approach accordingly.
با توجه به تفاوت های فرهنگی، آنها به طور مناسب روش خود را تطبیق دادند.
he was noting every detail in his journal.
او تمام جزئیات را در دفترچه یادداشت خود یادداشت کرد.
noting the urgency of the situation, they acted quickly.
با توجه به فوریت وضعیت، آنها به سرعت عمل کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید