observes closely
به دقت مشاهده میکند
observes carefully
با دقت مشاهده میکند
observes trends
روندها را مشاهده میکند
observes behavior
رفتار را مشاهده میکند
observes changes
تغییرات را مشاهده میکند
observes patterns
الگوها را مشاهده میکند
observes results
نتایج را مشاهده میکند
observes details
جزئیات را مشاهده میکند
observes interactions
تعاملات را مشاهده میکند
observes environment
محیط را مشاهده میکند
she observes the behavior of animals in their natural habitat.
او رفتار حیوانات را در زیستگاه طبیعی خود مشاهده میکند.
the scientist observes the effects of climate change on local wildlife.
دانشمند اثرات تغییرات آب و هوایی بر حیات وحش محلی را مشاهده میکند.
he carefully observes the students during the experiment.
او با دقت دانشجویان را در طول آزمایش مشاهده میکند.
the teacher observes how the children interact with each other.
معلم نحوه تعامل کودکان با یکدیگر را مشاهده میکند.
she observes the stars through her telescope every night.
او هر شب ستارگان را از طریق تلسکوپ خود مشاهده میکند.
they observe the changes in the environment over the seasons.
آنها تغییرات محیط زیست را در طول فصلها مشاهده میکنند.
he observes the rules of the game strictly.
او قوانین بازی را به شدت رعایت میکند.
the doctor observes the patient's symptoms closely.
پزشک علائم بیمار را به دقت مشاهده میکند.
she observes the trends in fashion every season.
او هر فصل روند مد را مشاهده میکند.
he often observes the way people communicate in meetings.
او اغلب نحوه ارتباط مردم در جلسات را مشاهده میکند.
observes closely
به دقت مشاهده میکند
observes carefully
با دقت مشاهده میکند
observes trends
روندها را مشاهده میکند
observes behavior
رفتار را مشاهده میکند
observes changes
تغییرات را مشاهده میکند
observes patterns
الگوها را مشاهده میکند
observes results
نتایج را مشاهده میکند
observes details
جزئیات را مشاهده میکند
observes interactions
تعاملات را مشاهده میکند
observes environment
محیط را مشاهده میکند
she observes the behavior of animals in their natural habitat.
او رفتار حیوانات را در زیستگاه طبیعی خود مشاهده میکند.
the scientist observes the effects of climate change on local wildlife.
دانشمند اثرات تغییرات آب و هوایی بر حیات وحش محلی را مشاهده میکند.
he carefully observes the students during the experiment.
او با دقت دانشجویان را در طول آزمایش مشاهده میکند.
the teacher observes how the children interact with each other.
معلم نحوه تعامل کودکان با یکدیگر را مشاهده میکند.
she observes the stars through her telescope every night.
او هر شب ستارگان را از طریق تلسکوپ خود مشاهده میکند.
they observe the changes in the environment over the seasons.
آنها تغییرات محیط زیست را در طول فصلها مشاهده میکنند.
he observes the rules of the game strictly.
او قوانین بازی را به شدت رعایت میکند.
the doctor observes the patient's symptoms closely.
پزشک علائم بیمار را به دقت مشاهده میکند.
she observes the trends in fashion every season.
او هر فصل روند مد را مشاهده میکند.
he often observes the way people communicate in meetings.
او اغلب نحوه ارتباط مردم در جلسات را مشاهده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید