omentum

[ایالات متحده]/əʊˈmɛntəm/
[بریتانیا]/oʊˈmɛntəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چین خوردگی پریتونئوم که معده را به سایر ارگان‌های شکمی متصل می‌کند
Word Forms
جمعomentums

عبارات و ترکیب‌ها

omentum function

عملکرد غده‌ی دورک

omentum health

سلامت غده‌ی دورک

omentum role

نقش غده‌ی دورک

omentum tissue

بافت غده‌ی دورک

omentum fat

چربی غده‌ی دورک

omentum anatomy

آناتومی غده‌ی دورک

omentum disease

بیماری غده‌ی دورک

omentum surgery

جراحی غده‌ی دورک

omentum inflammation

التهاب غده‌ی دورک

omentum structure

ساختار غده‌ی دورک

جملات نمونه

the omentum plays a role in fat storage.

صفحه‌ی (omentum) نقش مهمی در ذخیره چربی ایفا می‌کند.

surgeons often examine the omentum during operations.

جراحان اغلب در حین انجام عمل جراحی، صفحة را بررسی می‌کنند.

the omentum can help protect abdominal organs.

صفحه می‌تواند به محافظت از اندام‌های شکمی کمک کند.

infection can spread through the omentum.

عفونت می‌تواند از طریق صفحة منتشر شود.

the omentum is rich in blood vessels.

صفحه سرشار از رگ‌های خونی است.

researchers study the omentum for cancer treatment.

محققان صفحة را برای درمان سرطان مطالعه می‌کنند.

the omentum can be a site for metastasis.

صفحه می‌تواند محل گسترش سرطان (متاستاز) باشد.

understanding the omentum is crucial in medicine.

درک صفحة در پزشکی بسیار مهم است.

the omentum has immune functions as well.

صفحه همچنین دارای عملکردهای ایمنی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید