one-way

[ایالات متحده]/wʌnˈweɪ/
[بریتانیا]/wʌnˈweɪ/

ترجمه

adj. مسافرتی یا در حال کار در یک مسیر یا خط واحد؛ شامل یا تحت تأثیر داشتن فقط یک طرف یا جناح.

عبارات و ترکیب‌ها

one-way street

یک طرفه

one-way ticket

بلیط یک طرفه

one-way system

سیستم یک طرفه

one-way traffic

ترافیک یک طرفه

one-way mirror

آینه یک طرفه

one-way valve

شیر یک طرفه

one-way function

تابع یک طرفه

one-way process

فرآیند یک طرفه

one-way route

مسیر یک طرفه

جملات نمونه

the one-way street confused the driver.

راننده توسط خیابان یک‌طرفه گیج شد.

it's a one-way ticket to paradise.

این یک بلیط یک‌طرفه به بهشت است.

we have a one-way agreement with the supplier.

ما یک قرارداد یک‌طرفه با تامین‌کننده داریم.

the company's strategy was a one-way street to failure.

استراتژی شرکت یک خیابان یک‌طرفه به سمت شکست بود.

this is a one-way conversation; he never listens.

این یک مکالمه یک‌طرفه است؛ او هرگز گوش نمی‌دهد.

the data flow was one-way, from the server to the client.

جریان داده یک‌طرفه بود، از سرور به مشتری.

it was a one-way mirror, allowing them to observe us.

این یک آینه یک‌طرفه بود که به آنها اجازه می‌داد ما را ببینند.

the relationship became a one-way street, with me doing all the work.

ارتباط به یک خیابان یک‌طرفه تبدیل شد، با این که من تمام کارها را انجام می‌دادم.

the communication channel was one-way, with no feedback.

کانال ارتباطی یک‌طرفه بود، بدون هیچ بازخوردی.

the road is one-way heading north.

جاده یک‌طرفه به سمت شمال است.

it was a one-way system for delivering packages.

این یک سیستم یک‌طرفه برای تحویل بسته‌ها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید