one-way street
یک طرفه
one-way ticket
بلیط یک طرفه
one-way system
سیستم یک طرفه
one-way traffic
ترافیک یک طرفه
one-way mirror
آینه یک طرفه
one-way valve
شیر یک طرفه
one-way function
تابع یک طرفه
one-way process
فرآیند یک طرفه
one-way route
مسیر یک طرفه
the one-way street confused the driver.
راننده توسط خیابان یکطرفه گیج شد.
it's a one-way ticket to paradise.
این یک بلیط یکطرفه به بهشت است.
we have a one-way agreement with the supplier.
ما یک قرارداد یکطرفه با تامینکننده داریم.
the company's strategy was a one-way street to failure.
استراتژی شرکت یک خیابان یکطرفه به سمت شکست بود.
this is a one-way conversation; he never listens.
این یک مکالمه یکطرفه است؛ او هرگز گوش نمیدهد.
the data flow was one-way, from the server to the client.
جریان داده یکطرفه بود، از سرور به مشتری.
it was a one-way mirror, allowing them to observe us.
این یک آینه یکطرفه بود که به آنها اجازه میداد ما را ببینند.
the relationship became a one-way street, with me doing all the work.
ارتباط به یک خیابان یکطرفه تبدیل شد، با این که من تمام کارها را انجام میدادم.
the communication channel was one-way, with no feedback.
کانال ارتباطی یکطرفه بود، بدون هیچ بازخوردی.
the road is one-way heading north.
جاده یکطرفه به سمت شمال است.
it was a one-way system for delivering packages.
این یک سیستم یکطرفه برای تحویل بستهها بود.
one-way street
یک طرفه
one-way ticket
بلیط یک طرفه
one-way system
سیستم یک طرفه
one-way traffic
ترافیک یک طرفه
one-way mirror
آینه یک طرفه
one-way valve
شیر یک طرفه
one-way function
تابع یک طرفه
one-way process
فرآیند یک طرفه
one-way route
مسیر یک طرفه
the one-way street confused the driver.
راننده توسط خیابان یکطرفه گیج شد.
it's a one-way ticket to paradise.
این یک بلیط یکطرفه به بهشت است.
we have a one-way agreement with the supplier.
ما یک قرارداد یکطرفه با تامینکننده داریم.
the company's strategy was a one-way street to failure.
استراتژی شرکت یک خیابان یکطرفه به سمت شکست بود.
this is a one-way conversation; he never listens.
این یک مکالمه یکطرفه است؛ او هرگز گوش نمیدهد.
the data flow was one-way, from the server to the client.
جریان داده یکطرفه بود، از سرور به مشتری.
it was a one-way mirror, allowing them to observe us.
این یک آینه یکطرفه بود که به آنها اجازه میداد ما را ببینند.
the relationship became a one-way street, with me doing all the work.
ارتباط به یک خیابان یکطرفه تبدیل شد، با این که من تمام کارها را انجام میدادم.
the communication channel was one-way, with no feedback.
کانال ارتباطی یکطرفه بود، بدون هیچ بازخوردی.
the road is one-way heading north.
جاده یکطرفه به سمت شمال است.
it was a one-way system for delivering packages.
این یک سیستم یکطرفه برای تحویل بستهها بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید