oneness

[ایالات متحده]/'wʌnnɪs/
[بریتانیا]/'wʌnnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وحدت; یگانگی; هویت; کمال.
Word Forms
جمعonenesses

جملات نمونه

the oneness of man and nature.

یکپارچگی انسان و طبیعت

the infinite oneness of God.

یکپارچگی بی‌انتهاى خدا

oneness of mind and purpose.

یکپارچگی ذهن و هدف

the disagreeable oneness of roadside landscapes.

یکدندگی ناخوشاوت مناظر کنار جاده.

a strong sense of oneness is felt with all things.

یک حس قوی یکپارچگی با همه چیز احساس می‌شود.

holding to the oneness of God the Father as the only God.

حفظ یکپارچگی خدا، پدر به عنوان تنها خدا.

Finally, according to the test results to suggestion oneness year cadastral resurvey area for conversion area will be better.

در نهایت، بر اساس نتایج آزمایش، پیشنهاد یکپارچگی سال، منطقه نقشه برداری مجدد برای منطقه تبدیل بهتر خواهد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید