opaco surface
پERSIAN_TRANSLATION
the artist used opaco paint to create a matte effect on the canvas.
هنرمند از رنگهای اپاکو برای ایجاد یک اثر مات روی کانواس استفاده کرد.
she preferred opaco glass for the bathroom windows to ensure privacy.
او از شیشههای اپاکو برای پنجرههای حمام برای ایجاد حریم خصوصی ترجیح میداد.
the opaco finish on the furniture gave the room a sophisticated look.
پایان اپاکو روی مبلمان باعث شد که اتاق به نظر برسد پیچیدهتر است.
he applied an opaco layer over the photograph to protect it.
او یک لایه اپاکو روی عکس اعمال کرد تا آن را حفظ کند.
the opaco surface of the sculpture reflected light differently.
سطح اپاکو اسکلتور نور را به شکل متفاوتی منعکس کرد.
they chose an opaco color for the walls to avoid glare.
آنها برای جلوگیری از نور چشمی، رنگ اپاکو را برای دیوارها انتخاب کردند.
the opaco texture added depth to the textile design.
پایه اپاکو به طراحی پارچه عمق اضافه کرد.
an opaco filter was used in the photography to soften the background.
فیلتر اپاکو در عکاسی برای لایهبندی پس زمینه استفاده شد.
the designer recommended an opaco coating for the outdoor furniture.
طراح یک پوشش اپاکو را برای مبلمان خارجی توصیه کرد.
the opaco tone of the voiceover created a mysterious atmosphere.
نبرد اپاکو صدای توضیحات باعث ایجاد یک جو رازگونه شد.
she mixed the opaco pigment with water to create a wash effect.
او رنگدانه اپاکو را با آب مخلوط کرد تا اثر شستشو ایجاد کند.
the opaco background made the text more readable.
پس زمینه اپاکو باعث شد که متن قابل خواندنتر شود.
opaco surface
پERSIAN_TRANSLATION
the artist used opaco paint to create a matte effect on the canvas.
هنرمند از رنگهای اپاکو برای ایجاد یک اثر مات روی کانواس استفاده کرد.
she preferred opaco glass for the bathroom windows to ensure privacy.
او از شیشههای اپاکو برای پنجرههای حمام برای ایجاد حریم خصوصی ترجیح میداد.
the opaco finish on the furniture gave the room a sophisticated look.
پایان اپاکو روی مبلمان باعث شد که اتاق به نظر برسد پیچیدهتر است.
he applied an opaco layer over the photograph to protect it.
او یک لایه اپاکو روی عکس اعمال کرد تا آن را حفظ کند.
the opaco surface of the sculpture reflected light differently.
سطح اپاکو اسکلتور نور را به شکل متفاوتی منعکس کرد.
they chose an opaco color for the walls to avoid glare.
آنها برای جلوگیری از نور چشمی، رنگ اپاکو را برای دیوارها انتخاب کردند.
the opaco texture added depth to the textile design.
پایه اپاکو به طراحی پارچه عمق اضافه کرد.
an opaco filter was used in the photography to soften the background.
فیلتر اپاکو در عکاسی برای لایهبندی پس زمینه استفاده شد.
the designer recommended an opaco coating for the outdoor furniture.
طراح یک پوشش اپاکو را برای مبلمان خارجی توصیه کرد.
the opaco tone of the voiceover created a mysterious atmosphere.
نبرد اپاکو صدای توضیحات باعث ایجاد یک جو رازگونه شد.
she mixed the opaco pigment with water to create a wash effect.
او رنگدانه اپاکو را با آب مخلوط کرد تا اثر شستشو ایجاد کند.
the opaco background made the text more readable.
پس زمینه اپاکو باعث شد که متن قابل خواندنتر شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید