operability

[ایالات متحده]/[ˌɒpərəˈbɪləti]/
[بریتانیا]/[ˌoʊpərəˈbɪləti]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت قابلیت عمل کردن؛ کیفیت قابلیت عمل کردن؛ میزانی که یک سیستم یا دستگاه به طور مؤثر قابل عمل کردن است؛ توانایی عمل یا کنترل کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

ensure operability

قابلیت کارایی را تضمین کنید

checking operability

بررسی قابلیت کارایی

loss of operability

زیان قابلیت کارایی

restoring operability

بازگرداندن قابلیت کارایی

system operability

قابلیت کارایی سیستم

assessing operability

ارزیابی قابلیت کارایی

maintaining operability

حفظ قابلیت کارایی

impacts operability

تاثیر بر قابلیت کارایی

improved operability

قابلیت کارایی بهبود یافته

without operability

بدون قابلیت کارایی

جملات نمونه

the system's operability was significantly improved after the software update.

قابلیت کاربرد سیستم پس از به‌روزرسانی نرم‌افزار به‌طور قابل توجهی افزایش یافت.

ensuring high operability is crucial for user satisfaction and adoption.

ضمن کردن قابلیت کاربرد بالا برای رضایت کاربر و پذیرش آن حیاتی است.

we prioritized operability during the design phase to create a user-friendly interface.

ما در فاز طراحی قابلیت کاربرد را به عنوان اولویت قرار دادیم تا یک رابط کاربرپسند ایجاد کنیم.

poor operability can lead to frustration and decreased productivity among employees.

کاهش قابلیت کاربرد می‌تواند منجر به ناراحتی و کاهش بهره‌وری کارکنان شود.

regular testing is essential to maintain optimal operability of the equipment.

بررسی‌های منظم برای حفظ عملکرد بهینه تجهیزات ضروری است.

the new software boasts enhanced operability with a streamlined workflow.

نرم‌افزار جدید با فرآیند کاری ساده‌شده و قابلیت کاربرد بهبود یافته افتخار می‌کند.

we evaluated the operability of several different control systems before making a decision.

قبل از تصمیم‌گیری، ما قابلیت کاربرد چند سیستم کنترل متفاوت را ارزیابی کردیم.

the goal was to maximize operability while minimizing complexity in the design.

هدف ما افزایش قابلیت کاربرد در حین کاهش پیچیدگی در طراحی بود.

lack of operability training can hinder effective use of the new machinery.

عدم داشتن آموزش قابلیت کاربرد می‌تواند از استفاده مؤثر از ماشین‌آلات جدید جلوگیری کند.

the dashboard was redesigned to improve operability and provide quick access to data.

پنل کنترل به‌طوری که قابلیت کاربرد را بهبود دهد و دسترسی سریع به داده‌ها فراهم کند، باز طراحی شد.

we need to assess the operability of the existing infrastructure before expansion.

قبل از گسترش، ما نیاز داریم قابلیت کاربرد زیرساخت‌های موجود را ارزیابی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید