operationss

[ایالات متحده]/ˌɒpəˈreɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌɑːpəˈreɪʃənz/

ترجمه

n. عملیات (چند جمعی از operation)

جملات نمونه

military operationss were conducted under strict secrecy.

عملیات‌های نظامی تحت شدیدترین شرایط محرمانگی انجام شد.

rescue operationss continued throughout the night.

عملیات‌های امداد و نجات در طول شب ادامه داشت.

she oversees all business operationss at the company.

او بر تمام عملیات‌های تجاری شرکت نظارت دارد.

the operationss management team improved efficiency significantly.

تیم مدیریت عملیات‌ها به طور قابل توجهی کارایی را بهبود بخشید.

field operationss require careful planning and coordination.

عملیات‌های میدانی نیاز به برنامه‌ریزی و هماهنگی دقیق دارد.

the hospital's surgical operationss have a high success rate.

عملیات‌های جراحی بیمارستان نرخ موفقیت بالایی دارند.

trading operationss were suspended due to market volatility.

به دلیل نوسانات بازار، عملیات‌های تجاری متوقف شدند.

the operationss director coordinates multiple departments.

مدیر عملیات چندین بخش را هماهنگ می‌کند.

mining operationss in the region have expanded recently.

عملیات‌های معدنی در این منطقه اخیراً گسترش یافته‌اند.

covert operationss demand absolute confidentiality from agents.

عملیات‌های پنهانی نیاز به حفظ کامل محرمانگی از سوی عوامل دارد.

the operationss center monitors all activities in real-time.

مرکز عملیات تمام فعالیت‌ها را در زمان واقعی رصد می‌کند.

smooth operationss depend on effective communication channels.

عملکرد روان به کانال‌های ارتباطی موثر بستگی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید