oppresses

[ایالات متحده]/əˈprɛsɪz/
[بریتانیا]/əˈprɛsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث ناراحتی یا نگرانی شدن؛ نگه داشتن کسی در سختی یا تسلط

عبارات و ترکیب‌ها

oppresses the weak

กดขี่ชนกลุ่มน้อย

oppresses the poor

กดขี่คนยาก

oppresses freedom

กดขี่ย آزادی

oppresses dissent

กดขี่ย مخالفت

oppresses voices

กดขี่ย صداها

oppresses rights

กดขี่ย حقوق

oppresses people

กดขี่ย مردم

oppresses thoughts

กดขี่ย افکار

oppresses culture

กดขี่ย فرهنگ

oppresses minorities

กดขี่ย اقلیت‌ها

جملات نمونه

the government oppresses its citizens through strict laws.

دولت از طریق قوانین سختگیرانه، شهروندان خود را سرکوب می‌کند.

fear often oppresses those who seek freedom.

ترس اغلب کسانی را که به دنبال آزادی هستند، سرکوب می‌کند.

society oppresses individuals who are different.

جامعه افرادی را که متفاوت هستند، سرکوب می‌کند.

he feels that his job oppresses his creativity.

او احساس می‌کند که شغلش خلاقیت او را سرکوب می‌کند.

she believes that poverty oppresses people's potential.

او معتقد است که فقر پتانسیل مردم را سرکوب می‌کند.

the regime oppresses dissenting voices.

رژیم صدای مخالفان را سرکوب می‌کند.

many cultures oppress women in various ways.

فرهنگ‌های بسیاری زنان را به روش‌های مختلف سرکوب می‌کنند.

he wrote a book about how fear oppresses society.

او کتابی در مورد اینکه چگونه ترس جامعه را سرکوب می‌کند نوشت.

economic hardship often oppresses families.

مشکلات اقتصادی اغلب خانواده‌ها را سرکوب می‌کند.

she feels that her past oppresses her present.

او احساس می‌کند که گذشته‌اش حال او را سرکوب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید