ordinance

[ایالات متحده]/ˈɔːdɪnəns/
[بریتانیا]/ˈɔːrdɪnəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قانون یا مقرره، یک سند قانونی که قواعد یا دستورات را تعیین می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

local ordinance

قانون محلی

city ordinance

قانون شهری

regulatory ordinance

قانون تنظیم مقررات

pass an ordinance

تصویب یک قانون

enforce an ordinance

اجرای یک قانون

جملات نمونه

Judging the legality of the ordinance is within the province of the courts.

ارزیابی مشروعیت مصوبه بر عهده دادگاه‌ها است.

The city passed an ordinance restricting the size of advertising signs, but grandfathered all those signs erected before 1982.

این شهر مصوبه‌ای را تصویب کرد که محدودیت‌هایی را برای اندازه تابلوهای تبلیغاتی تعیین می‌کرد، اما تمام تابلوهایی که قبل از سال 1982 نصب شده بودند را معاف کرد.

21 This shall be a perpetual ordinance for you. "One who sprinkles the lustral water shall wash his garments, and anyone who comes in contact with this water shall be unclean until evening.

21 این مصوبه دائمی برای شما خواهد بود. هر کسی که آب تطهیر را بپاشد، لباس‌هایش را بشوید و هر کسی که با این آب تماس داشته باشد تا شب ناپاک خواهد بود.

An Ordinance to make provision for the issue of legal tender coins, to provide for matters relating to the demonetization of the one cent currency note and to provide for other related matters.

مصوبه‌ای برای ایجاد امکان صدور سکه‌های قانونی، پیش‌بینی مسائل مربوط به از رده خارج کردن اسکناس یک سنتی و پیش‌بینی سایر مسائل مرتبط.

Under the old admission system, a person satisfying the repealed s 27 of the Ordinance could be called to the Bar immediately prior to starting his/ her pupillage.

بر اساس سیستم پذیرش قدیمی، شخصی که شرایط بند 27 لغو شده مصوبه را برآورده می‌کرد، می‌توانست قبل از شروع دوره کارآموزی خود به عنوان وکیل پذیرفته شود.

The city council passed an ordinance banning smoking in public parks.

شورای شهر مصوبه‌ای را برای ممنوعیت استعمال دخانیات در پارک‌های عمومی تصویب کرد.

It is important to comply with local ordinances when building a new structure.

هنگام ساخت یک سازه جدید، رعایت مقررات محلی مهم است.

The noise ordinance prohibits loud music after 10 pm.

مصوبه مربوط به صدا پخش موسیقی با صدای بلند بعد از ساعت 22:00 را ممنوع می‌کند.

Residents must follow the water conservation ordinance during a drought.

ساکنان باید در طول خشکسالی از مصوبه حفظ آب پیروی کنند.

The new ordinance requires all businesses to recycle their waste.

مصوبه جدید، الزام به بازیافت زباله برای همه مشاغل را دارد.

The zoning ordinance dictates how land can be used in different areas.

مصوبه مربوط به مناطق شهری تعیین می‌کند که زمین چگونه می‌تواند در مناطق مختلف مورد استفاده قرار گیرد.

Violating the parking ordinance can result in a fine.

نقض مصوبه مربوط به پارک کردن می‌تواند منجر به جریمه شود.

The noise ordinance was put in place to maintain peace and quiet in residential areas.

مصوبه مربوط به صدا برای حفظ آرامش و سکوت در مناطق مسکونی وضع شد.

The city council is considering a new ordinance to regulate food trucks.

شورای شهر در حال بررسی یک مصوبه جدید برای تنظیم فعالیت خودروهای فروش غذا است.

An ordinance was passed to restrict the use of plastic bags in stores.

مصوبه‌ای برای محدود کردن استفاده از کیسه‌های پلاستیکی در فروشگاه‌ها تصویب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید