ordinaries

[ایالات متحده]/ˈɔːdəˌnəriz/
[بریتانیا]/ˈɔrdəˌnɛriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم یا چیزهای عادی؛ موارد رایج یا معمولی

عبارات و ترکیب‌ها

ordinary people

افراد عادی

ordinaries in life

افراد عادی در زندگی

the ordinaries

افراد عادی

ordinaries and extras

افراد عادی و اضافی‌ها

ordinary days

روزهای عادی

ordinaries at work

افراد عادی در محل کار

the ordinaries' view

دیدگاه افراد عادی

ordinaries of life

افراد عادی زندگی

ordinaries in society

افراد عادی در جامعه

everyday ordinaries

افراد عادی روزمره

جملات نمونه

ordinaries often overlook the beauty in everyday life.

معمولاً افراد عادی زیبایی‌های زندگی روزمره را نادیده می‌گیرند.

in a world full of extraordinary events, ordinaries find joy in simplicity.

در دنیایی پر از رویدادهای خارق‌العاده، افراد عادی شادی را در سادگی می‌یابند.

ordinaries have their own unique stories to tell.

افراد عادی داستان‌های منحصربه‌فرد خود را برای گفتن دارند.

even ordinaries can achieve greatness with hard work.

حتی افراد عادی نیز با تلاش فراوان می‌توانند به بزرگی دست یابند.

ordinaries contribute to the fabric of society in meaningful ways.

افراد عادی به روش‌های معناداری به ساختار جامعه کمک می‌کنند.

many ordinaries inspire others through their kindness.

بسیاری از افراد عادی با مهربانی خود دیگران را الهام بخشند.

ordinaries often find happiness in small moments.

افراد عادی اغلب شادی را در لحظات کوچک پیدا می‌کنند.

in a crowd of extraordinary talents, ordinaries shine in their own way.

در میان انبوهی از استعدادهای خارق‌العاده، افراد عادی به روش خود می‌درخشند.

ordinaries teach us valuable lessons about life.

افراد عادی درس‌های ارزشمندی درباره زندگی به ما آموزش می‌دهند.

ordinaries play a crucial role in building communities.

افراد عادی نقش مهمی در ایجاد جوامع ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید