organelle

[ایالات متحده]/ˌɔːgə'nel/
[بریتانیا]/ˌɔrgə'nɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختار سلولی - ساختاری درون یک سلول که دارای عملکرد خاصی است، مانند میتوکندری و هسته.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cell organelle

اندامک سلولی

mitochondrial organelle

اندامک میتوکندری

nuclear organelle

اندامک هسته‌ای

جملات نمونه

There are aboundant of organelle except Golgi complex in the pinealocyte.

تعداد زیادی اندامک به جز کمپلکس گلجی در سلول‌های پینهالو وجود دارد.

Abstract: Mitochondrion is the basic and important organelle in most of the eukaryocyte, It is the place of oxidative phosphorylation.

چکیده: میتوکندری اندامک اساسی و مهم در بیشتر یوکاریوت‌ها است، مکانی برای فسفری‌سازی اکسیداتیو است.

Prokaryotes lack organelles such as nucleoli, mitochondria, plastids, Golgi apparatus, and do not exhibit cyclosis.

پروکاریوت‌ها فاقد اندامک‌هایی مانند نوکلئول‌ها، میتوکندری‌ها، پلاستیدها، دستگاه گلژی هستند و سیکلوزیس را نشان نمی‌دهند.

The results provided the detail,cytological evidence that organelles in the microgametophyte are incapable of genetic transmission in the two species of Lilium.

نتایج شواهد دقیق و سیتولوژیکی را نشان دادند که اندامک‌ها در میکروگامتوفیت در دو گونه لاله قادر به انتقال ژنتیکی نیستند.

Undulipodium (pl. undulipodia) A whiplike organelle that protrudes from a eukaryotic cell and is used chiefly for locomotion (e.g. motile gametes) or feeding (e.g. ciliate protoctists).

اندولیوپودیوم (تک. اندولیوپودیوم): یک اندامک شلاق مانند که از یک سلول یوکاریوتی بیرون زده و عمدتاً برای حرکت (به عنوان مثال، گامت‌های متحرك) یا تغذیه (به عنوان مثال، پروتكتیست‌های سيليا) استفاده می‌شود.

The mitochondria is a vital organelle in cells.

میتوکندری یک اندامک حیاتی در سلول‌ها است.

The nucleus is another important organelle in a cell.

هسته یک اندامک مهم دیگر در سلول است.

Organelles work together to keep the cell functioning properly.

اندامک‌ها با هم همکاری می‌کنند تا سلول به درستی کار کند.

The endoplasmic reticulum is a complex organelle responsible for protein synthesis.

شبکه اندوپلاسمی یک اندامک پیچیده مسئول سنتز پروتئین است.

Organelles are like tiny organs within a cell, each with its own specific function.

اندامک‌ها مانند اندامک‌های کوچک در داخل سلول هستند که هر کدام عملکرد خاص خود را دارند.

The Golgi apparatus is an organelle involved in packaging and transporting proteins.

دستگاه گلجی یک اندامک درگیر در بسته‌بندی و انتقال پروتئین‌ها است.

The chloroplast is an organelle found in plant cells where photosynthesis occurs.

کلروپلاست یک اندامک یافت شده در سلول‌های گیاهی است که در آن فتوسنتز رخ می‌دهد.

Organelles are like the organs of a city, each with its own role to play in maintaining the overall function.

اندامک‌ها مانند اندامک‌های یک شهر هستند که هر کدام نقش خود را در حفظ عملکرد کلی ایفا می‌کنند.

The lysosome is an organelle that contains enzymes to break down waste materials in the cell.

لیزوزوم یک اندامک است که حاوی آنزیمی برای تجزیه مواد زائد در سلول است.

The peroxisome is an organelle involved in breaking down fatty acids and detoxifying harmful substances in the cell.

پروکسی‌سوم یک اندامک درگیر در تجزیه اسیدهای چرب و سم زدایی از مواد مضر در سلول است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید