outcomes

[ایالات متحده]/ˈaʊtkʌmz/
[بریتانیا]/ˈaʊtkʌmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نتایج یا عواقب یک فرآیند یا رویداد؛ خروجی‌ها یا اثرات یک وضعیت خاص

عبارات و ترکیب‌ها

positive outcomes

نتایج مثبت

negative outcomes

نتایج منفی

expected outcomes

نتایج مورد انتظار

desired outcomes

نتایج مطلوب

learning outcomes

نتایج یادگیری

health outcomes

نتایج بهداشتی

outcomes measurement

اندازه گیری نتایج

outcomes assessment

ارزیابی نتایج

outcomes analysis

تجزیه و تحلیل نتایج

outcomes evaluation

ارزیابی نتایج

جملات نمونه

the outcomes of the study were surprising.

نتایج مطالعه غیرمنتظره بود.

we need to evaluate the outcomes of our project.

ما نیاز داریم نتایج پروژه خود را ارزیابی کنیم.

positive outcomes can lead to more funding.

نتایج مثبت می‌تواند منجر به افزایش بودجه شود.

she was pleased with the outcomes of the negotiations.

او از نتایج مذاکرات راضی بود.

different strategies can lead to different outcomes.

استراتژی‌های مختلف می‌تواند منجر به نتایج مختلف شود.

the outcomes of the election will be announced tomorrow.

نتایج انتخابات فردا اعلام خواهد شد.

we should focus on the long-term outcomes of our decisions.

ما باید بر نتایج بلندمدت تصمیمات خود تمرکز کنیم.

the training program aims to improve student outcomes.

برنامه آموزشی با هدف بهبود نتایج دانش آموزان است.

unforeseen outcomes can disrupt the best-laid plans.

نتایج غیرمنتظره می‌تواند برنامه‌هایی که به بهترین شکل طراحی شده‌اند را مختل کند.

evaluating outcomes is crucial for future improvements.

ارزیابی نتایج برای بهبودهای آینده بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید