outie

[ایالات متحده]/ˈaʊti/
[بریتانیا]/ˈaʊti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ناف که به سمت بیرون می‌خورد؛ یک ناف بیرون‌گوشان
adj. به سمت بیرون یا به سمت بیرون‌گوشان کشیده شده

عبارات و ترکیب‌ها

innie or outie

innie یا outie

innie and outie

innie و outie

belly outie

belly outie

outie belly

outie belly

got an outie

got an outie

have an outie

have an outie

outie button

outie button

turned outie

turned outie

turning outie

turning outie

outie shape

outie shape

جملات نمونه

my belly button is an outie.

ناف من یک اوتی است.

she was born with an outie.

او با یک اوتی به دنیا آمد.

the baby's outie belly button looks adorable.

ناف اوتی بچه‌ی او خیلی زیباست.

my outie sometimes gets irritated from friction.

گاهی اوقات اوتی من به دلیل اصطکاک تحریک می‌شود.

she noticed her outie became more prominent after pregnancy.

او متوجه شد که پس از بارداری اوتی‌اش بیشتر به چشم می‌خورد.

the doctor said having an outie is completely normal.

دکتر گفت داشتن یک اوتی宣常態 است.

i never noticed my outie until someone pointed it out.

تا زمانی که کسی به آن اشاره نکرد، من اوتی‌ام را نمی‌دیدم.

outies can sometimes be caused by umbilical hernias.

گاهی اوقات اوتی‌ها می‌توانند به دلیل تورم ناف ایجاد شوند.

she chose surgery to fix her outie.

او تصمیم گرفت جراحی کند تا اوتی‌اش را بهبود بخشد.

my outie makes me self-conscious at the beach.

اوتی‌ام باعث احساس ناامیدی در من در پляج می‌شود.

some people find outies more attractive than innies.

بعضی افراد اوتی‌ها را جذاب‌تر از اینی‌ها می‌یابند.

the pediatrician confirmed the outie is harmless.

پزشک کودک تأیید کرد که اوتی‌ها بی‌ضرر هستند.

i learned to embrace my outie with confidence.

من یاد گرفتم با اعتماد به نفس اوتی‌ام را پذیرا شوم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید