outwardness

[ایالات متحده]/ˈaʊt.wəd.nəs/
[بریتانیا]/ˈaʊt.wɚd.nəs/

ترجمه

n. وجود عینی، نگرانی برای دنیای اطراف؛ عینیت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

outwardness of self

برون‌گرایی خود

outwardness in behavior

برون‌گرایی در رفتار

outwardness and openness

برون‌گرایی و باز بودن

outwardness of expression

برون‌گرایی بیان

outwardness of personality

برون‌گرایی شخصیت

outwardness in communication

برون‌گرایی در ارتباطات

outwardness of attitude

برون‌گرایی نگرش

outwardness and confidence

برون‌گرایی و اعتماد به نفس

outwardness of thought

برون‌گرایی تفکر

outwardness in socializing

برون‌گرایی در معاشرت

جملات نمونه

her outwardness made her the life of the party.

ظاهر او باعث شد که او روح مهمانی باشد.

his outwardness often hides his inner struggles.

ظاهر او اغلب تلاش های درونی اش را پنهان می کند.

outwardness can sometimes be mistaken for confidence.

گاهی اوقات ممکن است ظاهر به عنوان اعتماد به نفس اشتباه گرفته شود.

she embraced her outwardness and made new friends easily.

او از ظاهرش استقبال کرد و به راحتی دوست جدید پیدا کرد.

his outwardness was refreshing in a world full of introverts.

ظاهر او در دنیایی پر از درون گراها دلپذیر بود.

outwardness is an important trait in social interactions.

ظاهر یک ویژگی مهم در تعاملات اجتماعی است.

she often uses her outwardness to connect with others.

او اغلب از ظاهرش برای ارتباط با دیگران استفاده می کند.

his outwardness was evident in his enthusiastic speeches.

ظاهر او در سخنرانی های پرشور او آشکار بود.

outwardness can help break the ice in new situations.

ظاهر می تواند به شکستن یخ در موقعیت های جدید کمک کند.

her outwardness was complemented by her genuine kindness.

ظاهر او با مهربانی واقعی او همراه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید