overlaying

[ایالات متحده]/ˈəʊvəleɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈoʊvərˌleɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را روی چیز دیگری پوشاندن یا قرار دادن; اشباع کردن با احساسات یا ویژگی‌ها; پوشش دادن یا پوشاندن; به طور مکرر همان فضا را اشغال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

overlaying image

تصویر روی‌هم‌انداز

overlaying text

متن روی‌هم‌انداز

overlaying layer

لایه روی‌هم‌انداز

overlaying effect

اثر روی‌هم‌انداز

overlaying graphics

گرافیک روی‌هم‌انداز

overlaying video

ویدیو روی‌هم‌انداز

overlaying elements

عناصر روی‌هم‌انداز

overlaying colors

رنگ‌های روی‌هم‌انداز

overlaying patterns

الگوهای روی‌هم‌انداز

overlaying shapes

شکل‌های روی‌هم‌انداز

جملات نمونه

the artist is overlaying different textures in her painting.

هنرمند در حال لایه‌گذاری بافت‌های مختلف در نقاشی خود است.

overlaying the data will help us identify trends.

لایه‌گذاری داده‌ها به ما کمک می‌کند تا روندها را شناسایی کنیم.

they are overlaying the map with new information.

آنها در حال لایه‌گذاری نقشه با اطلاعات جدید هستند.

overlaying the images created a stunning visual effect.

لایه‌گذاری تصاویر جلوه‌ای بصری خیره‌کننده ایجاد کرد.

we are overlaying the soundtracks to enhance the experience.

ما در حال لایه‌گذاری موسیقی‌ها برای افزایش تجربه هستیم.

overlaying filters can change the mood of the photo.

لایه‌گذاری فیلترها می‌تواند حال و هوای عکس را تغییر دهد.

she is overlaying her voice with a musical background.

او صدای خود را با یک پس‌زمینه موسیقیایی لایه‌گذاری می‌کند.

overlaying the text with images improves understanding.

لایه‌گذاری متن با تصاویر درک را بهبود می‌بخشد.

they are overlaying the old design with a modern touch.

آنها طرح قدیمی را با یک حس مدرن لایه‌گذاری می‌کنند.

overlaying video clips can create a dynamic presentation.

لایه‌گذاری کلیپ‌های ویدیویی می‌تواند یک ارائه پویا ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید