overreaches

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈriːtʃɪz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈriːtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به دلیل بیش از حد بلندپرواز بودن شکست می‌خورد

عبارات و ترکیب‌ها

overreaches authority

تجاوز از حدود اختیارات

overreaches limits

تجاوز از حدود

overreaches power

تجاوز از قدرت

overreaches jurisdiction

تجاوز از حوزه قضایی

overreaches boundaries

تجاوز از مرزها

overreaches expectations

تجاوز از انتظارات

overreaches influence

تجاوز از نفوذ

overreaches role

تجاوز از نقش

overreaches mandate

تجاوز از مأموریت

overreaches standards

تجاوز از استانداردها

جملات نمونه

the company often overreaches in its marketing strategies.

شرکت اغلب در استراتژی‌های بازاریابی خود زیاده‌روی می‌کند.

sometimes, the government overreaches its authority.

گاهی اوقات، دولت از اختیارات خود فراتر می‌رود.

he tends to overreach when negotiating deals.

او معمولاً هنگام مذاکره در مورد معاملات زیاده‌روی می‌کند.

her ambition often overreaches her capabilities.

جاه‌طلبی او اغلب از توانایی‌هایش فراتر می‌رود.

the teacher warned students not to overreach in their projects.

معلم به دانش‌آموزان هشدار داد که در پروژه‌های خود زیاده‌روی نکنند.

the law can sometimes overreach in its attempts to regulate.

قانون گاهی اوقات در تلاش برای تنظیم، زیاده‌روی می‌کند.

critics say the proposal overreaches in its scope.

منتقدان می‌گویند پیشنهاد از نظر دامنه زیاده‌روی می‌کند.

it's important not to overreach when setting personal goals.

هنگام تعیین اهداف شخصی مهم است که زیاده‌روی نکنید.

the athlete overreaches, risking injury during training.

ورزشکار زیاده‌روی می‌کند و خطر آسیب‌دیدگی در طول تمرین را به خطر می‌اندازد.

when writing, one should avoid overreaching with complex ideas.

هنگام نوشتن، باید از زیاده‌روی با ایده‌های پیچیده خودداری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید