overrides

[ایالات متحده]/ˈəʊvəraɪdz/
[بریتانیا]/ˈoʊvərraɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. داشتن اختیار برای لغو یا باطل کردن؛ برتر بودن بر؛ مهم‌تر بودن از

عبارات و ترکیب‌ها

user overrides

حاکمیت کاربر

system overrides

حاکمیت سیستم

default overrides

حاکمیت پیش فرض

override settings

تنظیمات حاکمیت

manual overrides

حاکمیت دستی

policy overrides

حاکمیت سیاست

override rules

قوانین حاکمیت

permission overrides

حاکمیت مجوز

override values

مقادیر حاکمیت

override methods

روش‌های حاکمیت

جملات نمونه

the new policy overrides the previous regulations.

سیاست جدید مقررات قبلی را لغو می‌کند.

her determination overrides any doubts she has.

عزیمت او بر هرگونه تردیدی که دارد غلبه می‌کند.

the software update overrides existing settings.

به‌روزرسانی نرم‌افزار تنظیمات موجود را لغو می‌کند.

his experience often overrides the team's opinions.

تجربه او اغلب نظرات تیم را لغو می‌کند.

this function overrides the default behavior.

این تابع رفتار پیش فرض را لغو می‌کند.

the new law overrides any previous agreements.

قانون جدید هرگونه توافق قبلی را لغو می‌کند.

in this case, the urgency overrides other considerations.

در این مورد، فوریت بر سایر ملاحظات غلبه می‌کند.

the override switch allows manual control.

کلید لغو کنترل دستی را امکان‌پذیر می‌کند.

her passion for art overrides her fear of failure.

اشتیاق او به هنر بر ترس او از شکست غلبه می‌کند.

the new feature overrides the old settings automatically.

ویژگی جدید به طور خودکار تنظیمات قدیمی را لغو می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید