overripe

[ایالات متحده]/'əuvə'raip/
[بریتانیا]/ˌovɚˈraɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خیلی رسیده; کاملاً رسیده; به طور مفرط رسیده.

جملات نمونه

an overripe sleepy pear

یک گلابی رسیده و خسته

The overripe apples dropped down from the trees.

سیب‌های رسیده از درخت‌ها افتادند.

The overripe banana was too mushy to eat.

موز رسیده آنقدر نرم بود که نمی‌شد خورد.

She left the overripe fruit on the counter.

او میوه‌های رسیده را روی پیشخوان گذاشت.

The overripe smell of the garbage made him gag.

بوی بد زباله‌های رسیده او را به حالت تهوع درآورد.

The overripe tomatoes burst open in the sun.

گوجه فرنگی‌های رسیده در آفتاب ترکیدند.

He found an overripe avocado in the fridge.

او یک آووکادوی رسیده در یخچال پیدا کرد.

The overripe peaches attracted fruit flies.

هلوهای رسیده مگس‌های میوه را جذب کرد.

She bought discounted overripe produce at the market.

او محصولات رسیده با تخفیف از بازار خرید.

The overripe grapes were starting to ferment.

انگورهای رسیده شروع به تخمیر کردند.

He accidentally stepped on an overripe plum.

او به طور تصادفی روی یک آلو رسیده پا گذاشت.

The overripe smell of the dumpster filled the alley.

بوی بد سطل زباله خیابان را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید