overspend

[ایالات متحده]/əʊvə'spend/
[بریتانیا]/ˌovɚ'spɛnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بیشتر از نیاز یا توان پرداخت هزینه کردن؛ بیش از حد مصرف کردن
vi. بیشتر از نیاز یا توان پرداخت هزینه کردن؛ به شکل اسرافه‌کارانه پول خرج کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردoverspends
زمان گذشتهoverspent
صفت یا فعل حال استمراریoverspending
قسمت سوم فعلoverspent
جمعoverspends

جملات نمونه

the department can see that it is going to overspend its budget.

بخش متوجه است که بودجه خود را بیش از حد هزینه خواهد کرد.

It's easy to overspend during the holiday season.

در طول فصل تعطیلات، بیش از حد هزینه کردن آسان است.

Many people overspend on unnecessary items.

بسیاری از مردم روی وسایل غیرضروری بیش از حد هزینه می‌کنند.

You should create a budget to avoid overspending.

برای جلوگیری از هزینه کردن بیش از حد، باید یک بودجه ایجاد کنید.

She tends to overspend when shopping online.

او معمولاً هنگام خرید آنلاین بیش از حد هزینه می‌کند.

Overspending can lead to financial problems.

هزینه کردن بیش از حد می‌تواند منجر به مشکلات مالی شود.

Try to resist the urge to overspend on things you don't need.

سعی کنید در برابر وسوسه هزینه کردن بیش از حد برای چیزهایی که نیازی ندارید مقاومت کنید.

The couple had to cut back on expenses after overspending on their vacation.

زوج پس از هزینه بیش از حد برای تعطیلات خود مجبور به کاهش هزینه‌ها شدند.

He regretted overspending on the latest gadgets.

او پشیمان بود که برای آخرین گجت‌ها بیش از حد هزینه کرده است.

The company's overspending led to a decrease in profits.

هزینه بیش از حد شرکت منجر به کاهش سود شد.

Overspending without a plan can quickly deplete your savings.

هزینه کردن بیش از حد بدون برنامه می‌تواند به سرعت پس انداز شما را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید