ovoviviparous

[ایالات متحده]/ˌəʊ.vəʊ.vɪˈvɪp.ər.əs/
[بریتانیا]/ˌoʊ.voʊ.vɪˈvɪp.ər.əs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تولید جوانان زنده از تخم‌هایی که درون بدن جوجه‌کشی می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

ovoviviparous species

گونه‌های زنده‌زا

ovoviviparous animals

حیوانات زنده‌زا

ovoviviparous reproduction

تولیدمثل زنده‌زا

ovoviviparous fish

ماهی‌های زنده‌زا

ovoviviparous reptiles

خزندگان زنده‌زا

ovoviviparous organisms

موجودات زنده‌زا

ovoviviparous birth

زایمان زنده‌زا

ovoviviparous lifestyle

سبک زندگی زنده‌زا

ovoviviparous characteristics

ویژگی‌های زنده‌زا

ovoviviparous adaptation

سازگاری زنده‌زا

جملات نمونه

some species of sharks are ovoviviparous.

برخی از گونه‌های کوسه تخم‌زنده هستند.

ovoviviparous animals give birth to live young.

حیوانات تخم‌زنده، بچه های زنده به دنیا می آورند.

the ovoviviparous reproduction method is fascinating.

روش تولید مثل تخم‌زنده بسیار جذاب است.

many reptiles are ovoviviparous, including certain snakes.

بسیاری از خزندگان تخم‌زنده هستند، از جمله برخی از مارها.

understanding ovoviviparous species can help in conservation efforts.

درک گونه های تخم‌زنده می تواند به تلاش های حفاظتی کمک کند.

ovoviviparous fish can be found in various aquatic environments.

ماهی های تخم‌زنده را می توان در محیط های آبی مختلف یافت.

studying ovoviviparous organisms reveals their unique adaptations.

مطالعه موجودات تخم‌زنده، سازگاری های منحصر به فرد آنها را نشان می دهد.

some ovoviviparous species thrive in harsh conditions.

برخی از گونه های تخم‌زنده در شرایط سخت رشد می کنند.

ovoviviparous reproduction is different from oviparous reproduction.

تولید مثل تخم‌زنده با تولید مثل تخم‌گذاری متفاوت است.

researchers are studying the behavior of ovoviviparous animals.

محققان در حال مطالعه رفتار حیوانات تخم‌زنده هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید