paddled

[ایالات متحده]/ˈpædld/
[بریتانیا]/ˈpædld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارک paddle؛ برای پیاده‌روی در آب؛ با یک پارو راندن؛ ضربه زدن (به یک کودک) با یک خط‌کش

عبارات و ترکیب‌ها

paddled away

دور شد

paddled along

همراه با جریان حرکت کرد

paddled back

بازگشت

paddled out

بیرون رفت

paddled slowly

به آرامی پارو زد

paddled together

با هم پارو زدند

paddled hard

سخت پارو زد

paddled gently

به ملایمت پارو زد

paddled quickly

به سرعت پارو زد

paddled upstream

در خلاف جهت جریان آب پارو زد

جملات نمونه

he paddled the canoe across the lake.

او با کایاک از میان دریاچه عبور کرد.

they paddled together in the river.

آنها با هم در رودخانه پارو زدند.

she paddled her way through the rough waters.

او با پارو از میان آب‌های خشن عبور کرد.

the kids paddled in the shallow end of the pool.

بچه‌ها در قسمت کم‌عمق استخر پارو زدند.

we paddled slowly to enjoy the scenery.

ما به آرامی پارو زدیم تا از منظره لذت ببریم.

he paddled hard to reach the shore before sunset.

او سخت پارو زد تا قبل از غروب آفتاب به ساحل برسد.

she paddled her kayak with great skill.

او با مهارت فراوان با کایاک پارو زد.

they paddled in sync to keep the boat steady.

آنها به طور هماهنگ پارو زدند تا قایق متعادل بماند.

after a long day, he paddled back to the campsite.

بعد از یک روز طولانی، او به کمپ بازگشت.

the instructor taught us how to paddle effectively.

مربی به ما نحوه پارو زدن موثر را آموزش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید