paddled away
دور شد
paddled along
همراه با جریان حرکت کرد
paddled back
بازگشت
paddled out
بیرون رفت
paddled slowly
به آرامی پارو زد
paddled together
با هم پارو زدند
paddled hard
سخت پارو زد
paddled gently
به ملایمت پارو زد
paddled quickly
به سرعت پارو زد
paddled upstream
در خلاف جهت جریان آب پارو زد
he paddled the canoe across the lake.
او با کایاک از میان دریاچه عبور کرد.
they paddled together in the river.
آنها با هم در رودخانه پارو زدند.
she paddled her way through the rough waters.
او با پارو از میان آبهای خشن عبور کرد.
the kids paddled in the shallow end of the pool.
بچهها در قسمت کمعمق استخر پارو زدند.
we paddled slowly to enjoy the scenery.
ما به آرامی پارو زدیم تا از منظره لذت ببریم.
he paddled hard to reach the shore before sunset.
او سخت پارو زد تا قبل از غروب آفتاب به ساحل برسد.
she paddled her kayak with great skill.
او با مهارت فراوان با کایاک پارو زد.
they paddled in sync to keep the boat steady.
آنها به طور هماهنگ پارو زدند تا قایق متعادل بماند.
after a long day, he paddled back to the campsite.
بعد از یک روز طولانی، او به کمپ بازگشت.
the instructor taught us how to paddle effectively.
مربی به ما نحوه پارو زدن موثر را آموزش داد.
paddled away
دور شد
paddled along
همراه با جریان حرکت کرد
paddled back
بازگشت
paddled out
بیرون رفت
paddled slowly
به آرامی پارو زد
paddled together
با هم پارو زدند
paddled hard
سخت پارو زد
paddled gently
به ملایمت پارو زد
paddled quickly
به سرعت پارو زد
paddled upstream
در خلاف جهت جریان آب پارو زد
he paddled the canoe across the lake.
او با کایاک از میان دریاچه عبور کرد.
they paddled together in the river.
آنها با هم در رودخانه پارو زدند.
she paddled her way through the rough waters.
او با پارو از میان آبهای خشن عبور کرد.
the kids paddled in the shallow end of the pool.
بچهها در قسمت کمعمق استخر پارو زدند.
we paddled slowly to enjoy the scenery.
ما به آرامی پارو زدیم تا از منظره لذت ببریم.
he paddled hard to reach the shore before sunset.
او سخت پارو زد تا قبل از غروب آفتاب به ساحل برسد.
she paddled her kayak with great skill.
او با مهارت فراوان با کایاک پارو زد.
they paddled in sync to keep the boat steady.
آنها به طور هماهنگ پارو زدند تا قایق متعادل بماند.
after a long day, he paddled back to the campsite.
بعد از یک روز طولانی، او به کمپ بازگشت.
the instructor taught us how to paddle effectively.
مربی به ما نحوه پارو زدن موثر را آموزش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید