painstaking

[ایالات متحده]/ˈpeɪnzteɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpeɪnzteɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار دقیق; کوشا

عبارات و ترکیب‌ها

painstaking effort

تلاش طاقت‌فرسا

painstaking research

تحقیق طاقت‌فرسا

جملات نمونه

painstaking attention to detail.

توجه دقیق و طاقت‌فرسا به جزئیات.

be painstaking with one's work

با دقت و حوصله کار را انجام دادن

he is a gentle, painstaking man.

او مردی مهربان و بسیار دقیق است.

Dot teethe when be the most painstaking? ?

دات دندان می دهد چه زمانی سخت ترین خواهد بود؟ ؟

his painstaking diplomacy of the last eight months could quickly unravel.

دیپلماسی طاقت فرسا او در هشت ماه گذشته ممکن است به سرعت از هم بپاشد.

The skillful repair of fine lace entails slow and painstaking work.

تعمیر ماهرانه تور با کیفیت بالا مستلزم کار آهسته و طاقت‌فرسا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید