palpebras

[ایالات متحده]/ˈpæl.pɪ.brəz/
[بریتانیا]/ˈpæl.pə.brəz/

ترجمه

n.[آناتومی] پلک‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

palpebras droop

افتادگی پلک

palpebras twitch

لرزش پلک

palpebras inflammation

التهاب پلک

palpebras surgery

جراحی پلک

palpebras swelling

تورم پلک

palpebras examination

معاینه پلک

palpebras closure

بستن پلک

palpebras condition

وضعیت پلک

palpebras function

عملکرد پلک

palpebras repair

ترمیم پلک

جملات نمونه

she applied mascara to enhance her palpebras.

او برای برجسته کردن پلک‌هایش ریمل زد.

his palpebras were swollen after the long flight.

پلک‌های او پس از پرواز طولانی متورم شده بودند.

palpebras play a crucial role in protecting the eyes.

پلک‌ها نقش مهمی در محافظت از چشمان دارند.

she gently closed her palpebras to relax.

او به آرامی چشمانش را بست تا آرام شود.

he has beautiful palpebras that frame his eyes.

او پلک‌های زیبایی دارد که دور چشمانش را گرفته‌اند.

her palpebras fluttered as she listened intently.

وقتی با دقت گوش می‌داد، پلک‌های او می‌لرزید.

she felt a tickle on her palpebras from the breeze.

او یک حس خارش روی پلک‌هایش از باد احساس کرد.

he noticed dark circles under his palpebras.

او دایره‌های تیره زیر پلک‌هایش را متوجه شد.

palpebras can indicate fatigue or stress.

پلک‌ها می‌توانند نشان‌دهنده خستگی یا استرس باشند.

she smiled, her palpebras crinkling with joy.

او لبخند زد، پلک‌هایش از خوشحالی چروک شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید