paracide

[ایالات متحده]/ˈpærəsaɪd/
[بریتانیا]/ˈpærəsaɪd/

ترجمه

n. یک حشره‌کش شیمیایی، به‌ویژه دی‌کلربنزن، که برای کشتن حشرات یا آفات استفاده می‌شود.

جملات نمونه

the ancient greek tragedies often explored the theme of paracide.

تراژدی‌های باستانی یونان باستان اغلب مضمونی پاراسید را بررسی می‌کردند.

he was accused of paracide after his father's mysterious death.

او پس از مرگ مرموز پدرش به پاراسید متهم شد.

the paracide trial lasted for several months.

محاکمه پاراسید چندین ماه طول کشید.

historical records document several cases of paracide in ancient rome.

سوابق تاریخی چندین مورد از پاراسید را در رُم باستان مستند می‌کنند.

she was charged with paracide and stood before the court.

او به پاراسید متهم شد و در برابر دادگاه ایستاد.

the psychological effects of paracide haunt survivors for years.

اثرات روانی پاراسید سال‌ها بازماندگان را آزار می‌دهد.

police investigated the possibility of paracide in the suspicious drowning.

پلیس احتمال پاراسید را در غرق شدن مشکوک بررسی کرد.

the novel explores the guilt and redemption after an act of paracide.

این رمان گناه و رستگاری پس از یک عمل پاراسید را بررسی می‌کند.

paracide was considered one of the most heinous crimes in greek mythology.

پاراسید به عنوان یکی از هولناک‌ترین جرایم در اساطیر یونان باستان در نظر گرفته می‌شد.

the accused confessed to the paracide during interrogation.

متهم در جریان بازجویی به پاراسید اعتراف کرد.

psychologists have studied the motivations behind paracide for decades.

روانشناسان سال‌ها است که انگیزه‌های پشت پرده پاراسید را مطالعه کرده‌اند.

the paracide case shocked the small community and divided public opinion.

پرونده پاراسید جامعه کوچک را شوکه کرد و باعث تفرقه در افکار عمومی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید